یعنی چه
قهباء صفت مؤنث از واژه «أقهب» است و در لغت به رنگی گفته میشود که سفید خالص نباشد، بلکه به تیرگی، خاکستری، یا غبارآلودی مایل به سیاهی و سرخی بزند. بهطور کلی به هر رنگ کدر و زمینرنگی اطلاق میشود.
تلفظ
این واژه به صورت فتح قاف، سکون هاء و الف ممدوده در پایان (قَهْباء) تلفظ میشود.
در جدول
پاسخ دقیق برای طراحان جدول کلمه ۵ حرفی «قهباء» است که به عنوان معادل رنگ خاکی، غبارآلود یا کبوتر خاکستریرنگ (ورقاء) نیز شناخته میشود.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای توصیف این رنگ از اصطلاحاتی که بیانگر سفیدی ناخالص، کدر یا خاکستری غبارآلود هستند استفاده میشود.
به عربی
این واژه خود ریشه اصیل عربی دارد. مذکر آن «أقهب» و واژگان «دهناء» و «غبراء» از نظر معنایی بسیار به آن نزدیک هستند.
به فارسی
معادلهای دقیق فارسی این واژه شامل رنگ خاکی، خاکستری کدر، غبارگرفته و سفید ناخالص است که جلوهای از رنگهای طبیعی زمین را دارد.
در قرآن
واژه «قهباء» در آیات قرآن مجید به کار نرفته است و کاربرد آن بیشتر به ادبیات کلاسیک عرب، شعر جاهلی و متون لغوی کهن بازمیگردد.
نماد چیست
در فرهنگ و ادبیات عرب، این واژه نمادی از کهنگی، غبارگرفتگی و اثر گذر زمان است. همچنین به عنوان صفت و نماد برای توصیف رنگ طبیعی پوست شتران، کبوتران و صخرههای کوهستان به کار میرفته است.
جمعبندی و توضیح کامل قهباء
واژه «قهباء» یک صفت دوجنسیتی مؤنث در زبان عربی (از ریشه قهـب) است که به لغتنامههای فارسی نیز راه یافته است. این کلمه به رنگهای کدر، غبارآلود و سفیدی که با خاکستری یا سیاهی آمیخته شده باشد اشاره دارد. در واقع، این واژه به جای اشاره به یک رنگ خالص، توصیفکننده حالتی از رنگهای مات و زمینرنگ است.
از نظر کاربرد شناختی، نباید این واژه را با کلماتی چون «قبا» (جامه) یا «قوباء» (نوعی بیماری پوستی) اشتباه گرفت. قهباء در متون کهن بیشتر برای توصیف پدیدههای طبیعی مانند رنگ کوههای تیره، کبوتران غبارآلود یا شتران خاکیرنگ استفاده میشده و نمادی از اصالت طبیعت و گاهی کهنگی است.
این کلمه در زبان فارسی امروز کاربرد روزمره ندارد اما در حل جدولهای کلمات متقاطع، متون ادبی کلاسیک و بررسیهای ریشهشناختی زبانهای سامی جایگاه ویژهای دارد و به عنوان یک پاسخ ۵ حرفی دقیق شناخته میشود.