معنی
در لغتنامههای معتبر مانند دهخدا و معین، پشیمان به کسی غمین و آزردهدل از کردهٔ خویش اطلاق میشود؛ فردی که از انجام دادن یا انجام ندادن کاری در گذشته دچار حسرت، اندوه و بازگشت اخلاقی شده است.
یعنی چه
این واژه در زبان عامه و کاربرد روزمره زمانی به کار میرود که فرد پس از دیدن عواقب یک کار، از تصمیم خود برمیگردد و آرزو میکند که کاش آن عمل را انجام نداده بود.
مترادف
واژههای نادم و متأسف نزدیکترین و رایجترین معادلهای معنایی برای این کلمه در زبان فارسی هستند.
متضاد
این کلمات نشاندهنده حالت رضایت و خشنودی از کار انجامشده هستند که نقطه مقابل حسرت و ندامت است.
هم خانواده
واژه پشیمان یک صفت جامد با ریشه ایرانی است، به همین دلیل مانند کلمات عربی دارای مشتقات فراوان یا همخانوادههای اشتقاقی پرشمار نیست؛ اما کلماتی مانند پشیمانی از مشتقات مستقیم آن هستند.
ریشه
این واژه از صورت پهلوی pašēmān یا pšymʾn به فارسی معاصر رسیده است. در پژوهشهای واژهشناختی ایران باستان احتمال میدهند که این کلمه از ترکیب «پس» (به معنی بعد و عقب) و «مان» (از ریشه منش، به معنی روح، فکر و اندیشه) ساخته شده باشد؛ یعنی کسی که اندیشه و فکر او پس از وقوع یک واقعه دگرگون شده است.
جمله سازی
در جدول
در جدولهای متقاطع کلماتی مانند نادم (۴ حرفی) یا خود پشیمان (۶ حرفی) به عنوان پاسخ پرسشهایی با مفهوم متأسف یا توبهکار قرار میگیرند.
به انگلیسی
جالب توجه است که واژه پشیمان عیناً و با همین تلفظ از زبان فارسی به زبانهای ترکی استانبولی و آذربایجانی وام داده شده است.
جمعبندی و توضیح کامل پشیمان
واژه پشیمان یکی از لغات اصیل و کهن زبان فارسی است که ریشه در دوران فارسی میانه و زبان پهلوی دارد. این واژه از نظر مفهومی نشاندهنده حالت روحی و روانی فردی است که پس از انجام یک عمل یا اتخاذ یک تصمیم، دچار دگرگونی در اندیشه شده و به خاطر عواقب منفی یا نادرست بودن آن کار، احساس حسرت، اندوه و شرمندگی میکند.
در فرهنگ عامه و ادبیات کلاسیک فارسی، گرچه نماد گیاهی یا حیوانی مستقیمی برای پشیمانی وجود ندارد، اما کنایهها و رفتارهای بدنی ملموسی مثل «انگشت حسرت به دندان گزیدن» یا «دست بر دست سودن» بازتابدهنده این حالت درونی هستند. همچنین در متون مذهبی و ترجمههای قرآنی، این واژه معادل دقیقی برای کلمه عربی «نادم» است که در داستانهایی چون ماجرای قابیل به عنوان نمادی از بیداری پس از خطا و تنبه اخلاقی به کار رفته است.