معنی
واژهٔ «دوست» در زبان فارسی بهطور اصلی به معنای یار، رفیق و همراه صمیمی است. همچنین در ادبیات عرفانی و عاشقانه، این کلمه به معنای معشوق، محبوب و ذات حق (خداوند) نیز به کار میرود.
یعنی چه
دوست یعنی کسی که شریک غم و شادی انسان است، تکیهگاهی مطمئن در سختیها به شمار میرود و رابطهای مبتنی بر احترام و علاقهٔ متقابل با فرد دارد.
مترادف
این واژهها در بافتهای مختلف شباهت معنایی نزدیکی با دوست دارند.
متضاد
کلماتی که مفهوم مقابل و دوری گزینی از دوستی را رسانند.
هم خانواده
واژگان مشتق و مرکبی که از ریشهٔ دوست ساخته شدهاند.
ریشه
این واژه کاملاً ایرانی و هندواروپایی است. در فارسی باستان به صورت dausta- (به معنی محبوب)، در فارسی میانه (پهلوی) به صورت dōst و در اوستایی از ریشهٔ zauš (به معنی پسندیدن و دوست داشتن) آمده است.
جمله سازی
در جدول
در جدولهای متقاطع، با توجه به تعداد حروف خواسته شده میتوانید از معادلهای آن استفاده کنید.
به انگلیسی
بسته به بافت متن، معادلهای متفاوتی در زبانهای دیگر دارد؛ برای نمونه در عربی عاطفی از «حبیب» نیز استفاده میشود.
جمعبندی و توضیح کامل دوست
واژهٔ «دوست» یکی از اصیلترین و پرکاربردترین کلمات در زبان و فرهنگ فارسی است که ریشهای کهن در زبانهای هندواروپایی دارد. این کلمه فراتر از یک رابطهٔ سادهٔ اجتماعی، به مونس و همراهی اشاره دارد که بر پایهٔ صمیمیت، یکرنگی و محبتِ متقابل انتخاب میشود و تکیهگاهی برای روان انسان است.
در تاریخ ادبیات و عرفان ایرانی، مفهوم دوست جایگاهی بسیار والا دارد؛ شاعران بزرگ مانند حافظ و سعدی بارها این واژه را به عنوان نمادی از معشوق زمینی و یا ذات پاک حقتعالی (خداوند) به کار بردهاند، تا جایی که مرز میان دوستی و عشق ناب در آیین عرفانی کاملاً برداشته میشود.