معنی
«هزار» در زبان فارسی در درجه اول به عنوان یک واژه عددی برای مقدار ۱۰۰۰ (دهتا صدتایی) به کار میرود. در ادبیات و زبان عامیانه، این واژه مجازاً به معنای تعداد بسیار زیاد، فراوان و کثرت نیز استفاده میشود. همچنین در متون کهن فارسی، هزار نام دیگر پرنده بلبل یا هزاردستان است که به دلیل توانایی خواندن با آوازهای متنوع به این نام خوانده میشود.
یعنی چه
عبارت هزار بسته به سیاق متن میتواند به معنای یک دوره کامل عددی، نمادی از بزرگی و اغراق در تعداد (مانند هزار بار گفتن) یا در متون عاشقانه کنایه از بلبل شیدا و غزلخوان باشد که عاشق وفادار گل محسوب میشود.
مترادف
این واژهها در کاربردهای عددی، ادبی و مبالغهای با هزار همپوشانی دارند.
متضاد
از نظر عددی و تقابل مفهوم کثرت با حداقل، این واژهها متضاد آن به شمار میروند.
هم خانواده
واژههای مشتق و ترکیبی که از ریشه هزار ساخته شدهاند.
ریشه
واژه هزار ریشه اصیل در زبانهای ایرانی باستان دارد. در زبان پهلوی (پارسی میانه) به صورت hazār و در اوستایی به صورت hazangra به کار میرفته است. این کلمه با واژه کردی hezar، بلوچی hazar و سانسکریت sahasra همریشه است.
جمله سازی
در جدول
در جدولهای متقاطع اگر طراح به عنوان عدد ۱۰۰۰ یا نام دیگر بلبل اشاره کند، پاسخ مورد نظر واژه ۴ حرفی «هزار» است.
به انگلیسی
معادل مکتوب و تلفظ واژه هزار در زبان انگلیسی.
جمعبندی و توضیح کامل هزار
واژه «هزار» یکی از کلمات اصیل و کهن زبان فارسی است که ریشه در دوران باستان و زبانهای هندواروپایی دارد. این کلمه در درجه اول هویت عددی دارد و معادل ده عدد صدتایی (۱۰۰۰) است، اما فراتر از نقش ریاضی خود، در فرهنگ و ادبیات فارسی بار نمادین بسیار غنی پیدا کرده است. در مکالمات روزمره و متون ادبی، هزار مظهر مبالغه، کثرت، فراوانی و بینهایتی است؛ چنانکه در ساختارهایی مثل «هزار و یک شب» برای نشان دادن داستانهای پایانناپذیر استفاده میشود.
از سوی دیگر، این واژه در متون کلاسیک شعر فارسی هویت متفاوتی در دنیای جانوران دارد و به عنوان نام پرنده بلبل یا هزاردستان شناخته میشود. علت این نامگذاری، توانایی این پرنده در سرودن آوازها و الحان گوناگون و بیشمار است. در این کاربرد، هزار نماد عاشق شیدا، غزلخوان و وفاداری است که در تقابل با گل، سوز و گداز عشق را به تصویر میکشد. در نتیجه این واژه آمیزهای از دقت ریاضی و ظرافت ادبی را در خود جای داده است.