یعنی چه
ترکیب وصفی «زرد و نحیف» معمولاً برای توصیف چهره یا وضعیت جسمانی فردی به کار میرود که بر اثر بیماری، رنج، فقر، گرسنگی یا پیری به شدت ضعیف، نزار و بیجان شده است.
تلفظ
این ترکیب از دو واژهٔ «زَرد» (صفت بیانی) و «نَحِیف» (صفت مشبهه عربی) به همراه واو عطف ساخته شده است.
در جدول
پاسخ دقیق در جدول کلمات، خود عبارت «زرد و نحیف» با ۸ حرف است. واژههای مترادف آن مانند نزار، تکیده و رنجور نیز ممکن است مد نظر باشند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی بسته به شدت لاغری و رنگپریدگی، از صفاتی چون Haggard یا ترکیب Pale and frail استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی صفت «شاحب» برای رنگپریدگی چهره و «نحیف» یا «نحیل» برای لاغری مفرط جسم کاربرد دارد.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی برای رساندن این مفهوم از ترکیب رنگپریدگی (Solgun/Sararmış) و لاغری (Zayıf/Sıska) استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای اصیل و عبارات هممعنی فارسی آن شامل واژههایی چون زار و نزار، پژمرده، ضعیفالجثه، استخوانی و تکیده است.
نماد چیست
در ادبیات فارسی، کلمهٔ «زرد» نشانهٔ بیماری، غم، فرسودگی یا پاییز است و «نحیف» نشانگر ضعف، فقر یا رنج روحی است. ترکیب این دو با هم معمولاً نمادی از عاشقِ هجرانکشیده، زاهد درونگرا یا استیصال مادی و نزدیکی به پایان خط زندگی است.
جمعبندی و توضیح کامل زرد و نحیف
عبارت «زرد و نحیف» یک ترکیب وصفی پرکاربرد در زبان و ادبیات فارسی است که از دو جزء با ریشههای متفاوت ساخته شده است؛ «زرد» که واژهای با ریشهٔ اصیل پارسی است و در اینجا دلالت بر رنگپریدگی و دوری از سرخیِ سلامت دارد، و «نحیف» که صفت مشبهه از ریشه عربی بوده و به معنای لاغری مفرط و کمجانی است.
این ترکیب عمیقاً با مفاهیمی چون رنج، بیماری، فرسودگی جسمانی و استیصال مادی گره خورده است. در ادبیات کلاسیک، بهویژه در سبک عراقی و هندی، این اصطلاح برای توصیف احوالِ عاشقانِ دلسوخته، عارفانِ اهل ریاضت یا افرادِ سالخورده و در آستانهٔ مرگ به کار میرفته و به نوعی نماد «پاییز عمر» و تحلیل رفتن قوای حیاتی انسان است.