معنی
واژه «مگو» در زبان فارسی دارای دو کاربرد اصلی است؛ اول به صورت فعل امر نهی از مصدر گفتن به معنی «نگو» و «سخن مگو»، و دوم به صورت صفت به معنی «ناگفتنی»، «پوشیده» و «راز مکتوم» که نمونه بارز آن در ترکیب «راز مگو» دیده میشود.
یعنی چه
این کلمه ترکیبی از پیشوند نفی «مَـ» و بن مضارع «گو» است. در متون کهن به عنوان دستور به سکوت و حرف نزدن به کار میرفته و در ادبیات به عنوان صفت برای چیزهایی که نباید فاش شوند (اسرار مگو) استفاده میشود.
مترادف
متضاد
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه با فتح ميم و ضم گاف به صورت [ma-gū] در فارسی معیوب یا [ma-go] در اصطلاح ادبی کلاسیک است.
در جدول
در جدولهای متقاطع، کلمه «مگو» به عنوان پاسخ برای راهنماهای «نگو»، «سخن مگوی» یا «راز ناگفتنی» کاربرد دارد و کلمهای ۳ حرفی است.
به انگلیسی
معادل انگلیسی واژه مگو بسته به نقش آن در جمله تغییر میکند؛ برای حالت فعلی از عبارات نهی و برای حالت صفتی از کلمات مربوط به اسرار مکتوم استفاده میشود.
نماد چیست
در ادبیات عرفانی و فرهنگ عامه، «مگو» نماد بارز رازداری، لزوم حفظ اسرار مکتوم دل، حقایق فاشنشده هستی و بازداشتن زبان از قضاوت و سخن بیهوده است.
جمعبندی و توضیح کامل مگو
واژه «مگو» یک واژه اصیل پارسی است که ریشه در فارسی میانه و کلاسیک دارد. این کلمه از ترکیب پیشوند نفی «مَـ» و بن مضارع «گو» (از مصدر گفتن) ساخته شده است. مگو در ادبیات فارسی دو وجهه ساختاری دارد؛ گاه در قالب فعل امر نهی به معنی «سکوت کن و نگو» ظاهر میشود و گاه در نقش صفت برای توصیف رازها و اسرار پنهانی که نباید آشکار شوند، به کار میرود.
این واژه گرچه در متن عربی قرآن وجود ندارد، اما کاربرد ترجمهای فراوانی دارد و مترجمان معتبر قرآن از آن به عنوان معادل دقیق عبارات نهی مانند «لا تَقُل» (مثلاً در آیه ۲۳ سوره اسراء برای نهی از گفتن اف به پدر و مادر) استفاده کردهاند. در شعر شاعران بزرگی چون مولوی و سعدی نیز این واژه نماد دعوت به خاموشی، رازداری و عدم فاش کردن حقایق عرفانی است.