معنی
واژه کامل به چیزی اطلاق میشود که تمام اجزای مورد نیاز خود را دارا باشد، هیچگونه عیب، نقص یا کاستی در آن دیده نشود و به بالاترین درجه از کیفیت یا پختگی خود رسیده باشد.
یعنی چه
عبارت کامل زمانی استفاده میشود که یک شیء، مفهوم یا کار به پایان منطقی و ایدهآل خود دست یافته باشد، بهطوریکه اضافه کردن یا کم کردن چیزی از آن، از ارزشش بکاهد.
مترادف
این واژهها در متون مختلف میتوانند به جای کامل استفاده شوند تا مفهوم بیعیب بودن یا به اتمام رسیدن را برسانند.
متضاد
این کلمات نشاندهنده وجود کاستی، عیب یا به سرانجام نرسیدن یک کار یا مفهوم هستند.
هم خانواده
این واژهها همگی از ریشه سهحرفی عربی «کمل» مشتق شدهاند و با مفهوم به اتمام رسیدن و بینقص شدن گره خوردهاند.
تلفظ
این واژه در زبان فارسی با کاف مفتوح و کشیده (کا)، میم مکسور (مِ) و لام ساکن تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع، واژه «کامل» به عنوان پاسخ متداول برای طراحانی است که واژهای ۴ حرفی با معنای بیعیب، جامع یا تمام را طلب میکنند.
به انگلیسی
بسته به بافت متن، کلمه Complete برای اتمام کارها، Perfect برای توصیف ویژگیهای بینقص و Whole برای تمامیت ساختاری به کار میرود.
به عربی
در زبان عربی خود واژه «کامل» و واژههای هممعنی آن مانند التام و الشامل برای رساندن مفهوم فراگیری و بینقصی استفاده میشوند.
به فارسی
برگردان اصیل و سرهٔ این واژه در زبان فارسی کلماتی چون «تمام»، «سرآمد»، «بیکاستی» و «رسا» است که بدون نیاز به ریشه عربی، همان معنا را منتقل میکنند.
جمعبندی و توضیح کامل کامل
واژه کامل از ریشه عربی «ک-م-ل» وارد زبان فارسی شده و مفهوم بنیادین آن، دارا بودن تمام اجزای لازم و نبود هیچگونه عیب، نقص یا کاستی در یک پدیده است. این واژه صفت غایی برای هر چیزی است که به بالاترین سطح کیفیت، پختگی یا اتمام منطقی خود رسیده باشد؛ بهطوریکه هرگونه تغییر در جهت کاهش یا افزایش، توازن ایدهآل آن را برهم میزند.
در فرهنگ اسلامی و عرفان شرقی، این کلمه جایگاه فلسفی ویژهای دارد که نمونه بارز آن مفهوم «انسان کامل» است؛ انسانی که تمام استعدادهای وجودی و اخلاقی خود را شکوفا کرده است. همچنین در نمادشناسی، پدیدههایی مانند دایره در هندسه یا اعداد خاصی چون ۷ و ۱۰ در فرهنگهای باستان، بازتابدهنده همین مفهومِ تمامیت و کمالِ بدون مرز هستند.