معنی
در فرهنگهای لغت اصیل فارسی مانند دهخدا و برهان قاطع، کبی به عنوان واژهای کهن به معنی بوزینه و میمون گزارش شده است.
یعنی چه
این واژه در ادبیات کهن فارسی برای اشاره به انواع بوزینه و جانوران شبیه به انسان (نخستیسانان) به کار میرفته است.
مترادف
این کلمات همگی در زبان فارسی به یک گروه از جانوران اشاره دارند و میتوانند به جای کبی استفاده شوند.
متضاد
برای واژههایی که نام حیوانات یا جانداران هستند، متضاد معنایی مستقیم و مشخصی در منابع واژگانی وجود ندارد.
هم خانواده
واژه مدرن «کپی» که امروز در زیستشناسی کاربرد دارد، نزدیکترین واژه همریشه به کبی است.
ریشه
این واژه ریشه در زبانهای ایران باستان دارد و در زبان پهلوی به صورت kapīg (کپیگ) به معنی بوزینه یا میمون بوده است که به مرور زمان به صورت کبی و کپی درآمده است.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه در معنای فارسی آن به صورت کَبِی (یا در برخی ضبطها کَبْی) است و نباید با واژههای متشابه عربی اشتباه شود.
در جدول
در طراحهای جدول کلمات متقاطع، اگر طراح «بوزینه» یا «میمون ۳ حرفی» را بخواهد، پاسخ دقیق آن «کبی» است.
به انگلیسی
بسته به نوع دقیق حیوان مورد نظر در متن کهن، میتوان از معادلهای فوق در زبان انگلیسی استفاده کرد.
به فارسی
برگردان واژه کبی به زبان فارسی امروزی و معیار، همان کلمات رایج مِیمون یا بوزینه هستند.
جمعبندی و توضیح کامل کبی
واژه «کبی» یک واژه کهن و اصیل فارسی است که ریشه در زبان پهلوی (پارسی میانه) و واژه «کپیگ» دارد. این واژه در لغتنامههای شاخصی چون دهخدا و برهان قاطع به معنای بوزینه، میمون و حمدونه ثبت شده است و نباید آن را با واژههای مشابه در زبان عربی که معانی متفاوتی مانند خاکستر یا سرنگون شدن دارند، اشتباه گرفت.
امروزه این واژه کاربرد روزمره خود را از دست داده است، اما شکل دیگر آن یعنی «کپی» در زیستشناسی معاصر برای اشاره به نخستینسانان بزرگ و انساننما (Ape) احیا شده و به کار میرود. در فرهنگ عمومی و ادبیات، نمادهای مرتبط با این واژه همانند میمون شامل تقلید کورکورانه، بازیگوشی و زبردستی است.