یعنی چه
عنادیه در لغت به معنای وابسته به لجاجت و دشمنی است. در تاریخ فکری، نام فرقهای از سوفسطائیان (پیروان گرگیاس) است که لجوجانه واقعیت جهان را منکر بوده و همه چیز را وهم و خیال میدانستند. در منطق و بلاغت نیز به قضايا یا استعارههایی که دو امر متضاد و غیرقابل جمع را کنار هم بیاورند، عنادیه میگویند.
تلفظ
این واژه به صورت مکسور در حرف اول (عِ) و مشدد در حرف ماقبل آخر تلفظ میشود.
در جدول
پاسخ ۶ حرفی جدول در خصوص فرقه منکران واقعیت اشیاء و اصطلاح لجاجت فکری، کلمه عنادیه است.
به انگلیسی
بسته به کاربرد واژه در فلسفه، منطق یا ادبیات، برابرهای انگلیسی متفاوتی برای آن وجود دارد.
به عربی
این واژه ریشه خالص عربی دارد و در متون کهن فلسفی و کلامی عرب به همین صورت به کار رفته است.
به فارسی
معادلهای فارسی آن در بستر لغوی شامل ستیزهجویی و لجوجان است؛ در منطق و ادبیات معادل نقیضگویی یا تقابل دو امر غیرقابل جمع به کار میرود.
در قرآن
خود کلمه «عنادیه» در قرآن نیست، اما ریشه آن (ع-ن-د) در واژههایی مانند «عَنِید» (لجوج و حقستیز) مثل آیه ۲۴ سوره ق (أَلْقِیَا فِي جَهَنَّمَ كُلَّ كَفَّارٍ عَنِیدٍ) آمده است. همچنین ساختار بلاغی «استعاره عنادیه» در آیاتی مانند «فَبَشِّرْهُم بِعَذَابٍ أَلِیمٍ» (بشارت دادن برای عذاب) دیده میشود.
نماد چیست
این واژه مابه ازای مادی یا تصویر نمادین خاصی ندارد، اما در ادبیات فکری نماد صلب بودن، عناد با حقیقت و انکار سرسختانه جهان خارج است.
جمعبندی و توضیح کامل عنادیه
واژه عنادیه اصطلاحی تخصصی، کهن و فاقد کاربرد عام در زبان فارسی امروز است که ریشه در زبان عربی دارد. این کلمه در طول تاریخ در سه حوزه کلام، منطق و ادبیات معنا یافته است؛ در حوزه کلام و فلسفه، به گروهی از سوفسطائیان اطلاق میشد که با لجاجت تمام، منکر وجود خارجی اشیاء و حقایق عالم بودند و جهان را یکسر سراب و وهم میپنداشتند.
در حوزههای ساختاریتر مانند منطق و علوم بلاغی، عنادیه به عنوان صفت برای پدیدههایی به کار میرود که بر پایه تقابل، ضدیت و عدم امکان اجتماع دو امر استوارند؛ نظیر قضیه شرطیه منفصله عنادیه در منطق یا استعاره عنادیه در آرایههای ادبی (مانند بهکارگیری مفهوم بشارت برای عذاب) که برای طنز، تمسخر یا تاکید شدید به کار میرود.