یعنی چه
گلیمباف صفت مرکب فاعلی است و به فردی مهارتدیده یا پیشهوری گفته میشود که با استفاده از نخهای تار و پود، انواع گلیم، پلاس یا زیراندازهای سنتی بدون پرز را میبافد.
تلفظ
تلفظ این واژه به صورت «گِلیمباف» (gelim-bāf) است که از دو بخش «گلیم» و بن مضارع «باف» تشکیل میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این واژه معمولاً خود «گلیم باف» با ۷ حرف یا کلماتی چون «بافنده»، «جاجیمباف» و «تختباف» است.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای اشاره به این حرفه از اصطلاح دقیق Kilim weaver استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی به کسی که این نوع زیراندازها را میبافد حائک الکلیم یا نساج البسط میگویند.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی این واژه معادل Kilim dokuyucusu یا به صورت عامیانهتر Kilimci است.
به فارسی
در واژهنامههای فارسی، معادلها و عبارات هممعنی شامل بافندهٔ گلیم، جاجیمباف، پلاسباف و نساج سنتی آورده شده است.
نماد چیست
گلیمباف در فرهنگ سنتی و ایرانی نمادی از هنر اصیل بومی، قناعت، صبر و تداوم سنتهای ایلیاتی و عشایری است که غالباً توسط زنان هنرمند روستا و ایل تبلور مییابد.
جمعبندی و توضیح کامل گلیم باف
واژهٔ «گلیمباف» یک صفت مرکب فاعلی اصیل در زبان فارسی است که از ترکیب «گلیم» (زیرانداز بدون پرز) و بن مضارع «باف» (از مصدر بافتن) ساخته شده است. این کلمه دلالت بر شخص یا هنرمندی دارد که به بافت این نوع دستبافتههای سنتی اشتغال دارد. شغل گلیمبافی پیوندی ناگسستنی با تاریخچه صنایع دستی، پوشاک و فرهنگ عشایری ایران دارد.
از نظر ساختار زبانی، این واژه نمونهای از ترکیبهای فاعلی مرخم در زبان فارسی است و در متون کهن نیز به صورتهای مشابه به کار رفته است. در فرهنگ عامه و هنر نساجی، گلیمبافان به عنوان پاسداران هنرهای بومی و اصالتهای قومی شناخته میشوند که تار و پود فرهنگ را به هم گره میزنند.