یعنی چه
چریده صفت مفعولی از مصدر چریدن است. این واژه به گیاه یا علفزاری اشاره دارد که توسط دام خورده شده و همچنین به حیوانی اطلاق میشود که در چراگاه تغذیه کرده و دیگر ناشتا نیست.
تلفظ
این واژه به صورت چَ ری دَ (با فتحه روی حرف چش و کسره مایل روی دال در حالت صفت مفعولی) تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلماتی مانند علفخورده، چرانده شده یا چراکرده به عنوان راهنما برای واژه ۵ حرفی چریده میآیند.
به انگلیسی
برای توصیف زمین یا حیوانی که عمل چرا روی آن انجام شده، از واژگان Grazed یا Pastured استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی این واژه از ریشه «رعی» مشتق میشود. همچنین مفهوم چریدن گوسفندان در شب بدون شبان در قرآن با واژه «نَفَشَتْ» (آیه ۷۸ سوره انبیاء) آمده است.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی برای بیان مفهوم علفخوردگی گیاه یا چراندن دام از این واژهها استفاده میشود.
به فارسی
واژههای هممعنای آن در فارسی سره و کهن شامل چرانده، چرانیده، چراکرده و علفخورده است. در نقطه مقابل، واژه «ناچریده» در متون کهن مانند شاهنامه به معنی ناشتا و غذا نخورده به کار رفته است.
نماد چیست
در ادبیات و نمادشناسی فارسی، چریده به طور مستقیم نماد اسطورهای خاصی نیست؛ اما به عنوان نمادی از چرخه طبیعی تغذیه، بهرهبرداری از زمین و گاهی تمام شدن و مصرف شدن پوشش گیاهی و مراتع به کار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل چریده
واژه «چریده» یک صفت مفعولی اصیل فارسی از مصدر «چریدن» است که دلالت بر هر نوع پوشش گیاهی دارد که توسط دامها تغذیه شده است. همچنین این کلمه میتواند برای خودِ حیواناتی که در چراگاه غذا خوردهاند و دیگر ناشتا نیستند نیز استفاده شود. ریشه این واژه هندواروپایی بوده و در زبان پارسی میانه و متون کهن فارسی به وفور به چشم میخورد.
از نظر ساختاری، متضاد مستقیم این کلمه «ناچریده» یا «نچریده» است که در ادبیات کلاسیک (مانند شاهنامه فردوسی) معمولاً در ترکیب «دهان ناچریده» به معنای شخص یا حیوانی که هنوز چیزی نخورده و ناشتا است، کاربرد دارد. این واژه در حل جدولهای متقاطع کلمات معمولاً به عنوان یک پاسخ ۵ حرفی برای راهنماهایی نظیر علفخورده مطرح میشود.