یعنی چه
سفیره در کاربرد معاصر به معنای زنِ سفیر، بانوی دیپلمات یا فرستاده و میانجی مؤنث است. در متون و لغتنامههای کهن عربی و فارسی (مانند دهخدا)، این واژه به معنای طوق و گردنبند زینتی از جنس زر و نقره نیز به کار رفته است.
تلفظ
این واژه به صورت سَفِیرَه (با فتح سین و کسر فاء) تلفظ میشود و هاء انتهای آن در زبان فارسی صامت یا مکسور (خفیف) است.
در جدول
پاسخ پنج حرفی جدول برای کلمه سفیره شامل مفاهیمی چون فرستاده زن، همسر سفیر یا گردنبند زرین است.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای اشاره به جایگاه دیپلماتیک یک زن از واژگان اختصاصی فوق استفاده میشود.
به عربی
واژه سفیره ریشه عربی دارد و شکل مؤنث سفیر است؛ همچنین در لغت به معنای قلاده و گلوبند نیز میآید.
به فارسی
معادلهای فارسی دقیق این واژه با توجه به سیاق متن شامل «فرستاده زن»، «پیامرسان»، «ایلچی» و در معنای قدیمی آن «گردنبند» یا «طوق» است.
در قرآن
خود واژه «سفیره» به صورت مفرد در قرآن نیامده است، اما شکل جمع آن یعنی «سَفَرة» در آیه ۱۵ سوره عبس به کار رفته که به معنی فرشتگان نویسنده اعمال و سفیران وحی میان خداوند و پیامبران است.
نماد چیست
این واژه در مفاهیم مدرن نماد پیامآوری، صلح، میانجیگری و جایگاه رسمی و سیاسی زنان است. در کاربرد سنتی و نامشناسی نیز به دلیل معنای گردنبند، بار معنایی زینت و وقار را به همراه دارد.
جمعبندی و توضیح کامل سفیره
واژه «سفیره» یک وامواژه عربی در زبان فارسی است که دو لایه معنایی متمایز دارد. در لغتنامههای کهن و اصیل، این کلمه به معنای گردنبند و طوقی از جنس طلا و نقره آمده است که بانوان برای زینت استفاده میکردند و نمادی از آراستگی بود.
در کاربرد معاصر و اداری، سفیره به عنوان صورت مؤنث واژه «سفیر» شناخته میشود و به معنای بانوی دیپلمات، فرستاده زن یا همسر سفیر به کار میرود. این واژه از ریشه «س-ف-ر» مشتق شده که مفهوم پردهبرداشتن، آشکار ساختن یا اصلاح میان دو گروه را در خود دارد.
اگرچه خود لفظ مفرد «سفیره» در قرآن کریم ذکر نشده، اما شکل جمع آن یعنی «سَفَرَة» در سوره عبس برای توصیف فرشتگان پیامآور و کاتبان وحی استفاده شده است که اصالت مفهومی این واژه را در رساندن پیام و میانجیگری نشان میدهد.