یعنی چه
این واژه در لغتنامههای کهن دارای دو معنای اصلی است؛ یکی در وصف انسان به معنی شخص بسیار سبک، فرار و بازیگوش که نمیتوان او را مهار کرد، و دیگری در اصطلاح گیاهشناسی قدیمی به معنی غلاف یا پوستهای که بذر و تخم سبزیجات در آن قرار دارد.
تلفظ
این واژه در متون کهن لغوی به صورت زُمْلُوق (با ضمه ز و سکون م) یا زُمَّلِق تلفظ میشود و جمع آن در زبان عربی «زمالیق» است.
در جدول
در سوالات جدول، این کلمه معمولاً به عنوان نشانه چابکی یا پوسته بذر گیاه شناخته میشود و پاسخ دقیق آن ۵ حرف دارد.
به انگلیسی
بسته به کاربرد واژه، در معنای انسانی معادل کلماتی چون چابک و گریزپا است و در مفاهیم گیاهشناسی به پوسته و غلاف دانه (Seed pod) اشاره دارد.
به ترکی
این واژه معادل دقیق و مستقیمی در زبان ترکی ندارد، اما برای رساندن مفهوم سبکپا بودن از اصطلاحات çevik یا ele av gelmez استفاده میشود.
به فارسی
در زبان فارسی اصیل، معادلهای مستقیم این واژه شامل «گریزپا» و «سبکرفتار» برای بخش انسانی، و «غلاف گیاه» یا «پوسته بذر» برای بخش گیاهشناسی هستند.
در قرآن
کلمه زملوق یک واژه صرفاً لغوی، ادبی و قدیمی عربی است و در متن قرآن هیچگونه کاربرد یا ریشهای ندارد.
نماد چیست
در ادبیات کلاسیک عرب، این واژه به عنوان نمادی برای توصیف انسانهای بسیار سریعالحرکت، بازیگوش یا رفتارهای ناپایدار و فرار به کار رفته است.
جمعبندی و توضیح کامل زملوق
واژه «زملوق» یک لغت کهن، مأخوذ از زبان عربی و بسیار کمکاربرد در فارسی امروزی است که بیشتر در متون لغوی و اصطلاحات قدیمی (مانند منتهیالارب و لغتنامه دهخدا) به چشم میخورد. این کلمه دو وجهه معنایی کاملاً متمایز دارد؛ در وجه اول به انسان یا نوجوانی بسیار چابک، سبک و گریزپا اشاره دارد که به سختی میتوان او را مهار کرد، و در وجه دوم که یک اصطلاح گیاهشناسی قدیمی است، به معنای غلاف یا پوسته رویی تخم سبزیجاتی مانند تره و گندنا به کار میرود.
از نظر ساختاری، این واژه پنج حرفی است و جمع آن در عربی به صورت «زمالیق» ظاهر میشود. ریشه رباعی آن (ز م ل ق) پیوند معنایی نزدیکی با مفهوم لغزش و فرار دارد. امروزه این واژه کاربرد عمومی ندارد و دانستن معنای آن بیشتر برای حل جدولهای کلمات متقاطع یا درک متون کهن ادبی مفید است.