معنی
معنای اصلی این واژه پدیدار شدن، هویدا شدن روشنایی و جلوهگر شدن است. در اصطلاح عرفانی و فلسفی، به معنای تابش انوار حق و نور مکاشفه بر دل سالک و ظهور ذات و صفات الهی در آینهٔ جهان هستی است.
یعنی چه
در کاربرد عمومی وقتی میگوییم چیزی تجلی یافته، یعنی آن صفت، مفهوم یا حقیقت به صورت عینی و ملموس آشکار شده و بروز پیدا کرده است.
مترادف
واژههایی مانند ظهور و جلوه بیشترین شباهت معنایی را با تجلی دارند.
متضاد
کلماتی که بر پنهان بودن و پوشیده ماندن دلالت میکنند، متضاد این واژه هستند.
هم خانواده
این واژهها همگی از ریشه ثلاثی مجرد «ج ل و» یا «ج ل ی» ساخته شدهاند.
ریشه
این واژه اصل عربی دارد و مصدر باب تفعّل از ریشهٔ «ج ل و / ج ل ی» است که در معنای لغوی به روشن شدن و ظاهر گردیدن اشاره دارد.
جمله سازی
در جدول
در سوالات شرح در متن یا جدول کلمات متقاطع، پاسخ دقیق برای این مفهوم خود واژهٔ «تجلی» با ۴ حرف یا کلماتی مثل ظهور است.
به انگلیسی
بسته به متن، واژه Manifestation برای کاربردهای عمومی و Epiphany برای کاربردهای مذهبی و عرفانی مناسبترین معادلها هستند.
جمعبندی و توضیح کامل تجلی
واژهٔ «تجلی» یکی از کلیدیترین و عمیقترین اصطلاحات در زبان فارسی، ادبیات عرفانی و معارف اسلامی است. این کلمه در اصل ریشه در زبان عربی دارد و به معنای آشکار شدن، پرتو افکندن و پدیدار شدن روشنایی است. در کاربرد عام، هرگاه یک مفهوم ذهنی یا ارزش اخلاقی به صورت عینی و ملموس در رفتار یا اثری نمایان شود، از این واژه استفاده میشود.
در نگاه عرفانی و فلسفی، تجلی جایگاه ویژهای دارد؛ عارفان معتقدند که خداوند و حقیقت مطلق در آینهٔ جهان هستی و همچنین در دل پاک انسانهای سالک جلوهگر میشود. این مفهوم به زیبایی در قرآن کریم نیز به کار رفته است، به ویژه در داستان حضرت موسی (ع) در کوه طور که تجلی خداوند بر کوه باعث فروپاشی آن گردید. در ادبیات نمادین، این واژه معمولاً با نمادهایی چون خورشید (به عنوان منبع نور و حقیقت) و آینه (به عنوان محل انعکاس جمال حق) تصویر میشود.