یعنی چه
عبارت «سبع شدن» در زبان فارسی به مفهوم تغییر رفتاری و اخلاقی اشاره دارد که در آن فرد ویژگیهای انسانی خود را از دست داده و مانند یک حیوان وحشی و درنده، رفتاری خشن، بیرحمانه و افسارگسیخته از خود بروز میدهد.
تلفظ
این عبارت از واژه عربی «سَبُع» به معنی حیوان درنده گرفته شده و تلفظ صحیح آن با فتح سین و ضم باء است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این کنایه یا مفهوم معمولاً خود واژه «سبع شدن» (با ۶ حرف) یا مترادفهای مستقیم آن است.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای رساندن این مفهوم از عباراتی استفاده میشود که دلالت بر وحشیگری، از دست رفتن انسانیت و بروز خوی حیوانی دارند.
به عربی
در زبان عربی فعل «تَسَبَّعَ الرَّجُل» دقیقاً به معنای این است که آن مرد رفتار و خوی حیوان درنده را به خود گرفت.
به فارسی
معادلهای اصیل و روان فارسی برای این اصطلاح، واژگانی چون «درندهخو شدن»، «خوی ددگی گرفتن» و «وحشیگری» هستند که صفت بیرحمی را میرسانند.
نماد چیست
در متون عرفانی و اخلاقی ادبیات فارسی، «سبعیت» و سبع شدن نماد طغیان قوه غضبیه و خشم مهارنشده است؛ چنانکه سعدی شیرازی میفرماید: «خور و خواب و خشم و شهوت، سبعیت است و ظلمت / بکش این علایق از خود، که در این میان اسیری».
جمعبندی و توضیح کامل سبع شدن
اصطلاح «سبع شدن» یک عبارت معیار و بسیار رایج در زبان فارسی روزمره نیست، بلکه غالباً برداشتی ادبی و فارسیشده از ریشه عربی «سَبُع» (به معنی حیوان درنده) است. این واژه در متون کهن، اخلاقی و عرفانی برای توصیف افرادی به کار میرود که بر اثر خشم، ظلم یا قساوت قلب، خصلتهای انسانی را کنار گذاشته و خوی جانوران وحشی را به خود گرفتهاند.
باید توجه داشت که ریشه ثلاثی (س ب ع) در زبان عربی دو شاخه معنایی کاملاً متفاوت دارد؛ یک شاخه مربوط به حیوان درنده (سَبُع) و شاخه دیگر مربوط به عدد هفت (سَبْع) است. در کاربرد اصطلاح «سبع شدن»، ملاک همان معنای اول یعنی درندگی و وحشیگری است و ارتباطی با مفاهیم عددی ندارد، مگر در واژهسازیهای نادر قدیمی که به معنای هفتباره کردن چیزی باشد.
در مجموع، این عبارت بار معنایی بسیار منفی دارد و نمادی از تاریکی نفس، غریزه حیوانی مهارنشده و خشم افسارگسیخته در انسان تلقی میشود که در ادبیات معادلهایی همچون ددخویی و وحشیگری برای آن یافت میشود.