یعنی چه
در اصطلاح منطق، فلسفه و فقه به دو امر متناقض گفته میشود که بر اساس قانون طرد شق ثالث، اجتماع آنها در یک زمان و مکان محال است و نفی همزمان هر دو نیز امکانپذیر نیست؛ مانند وجود و عدم، یا حرکت و سکون.
تلفظ
این ترکیب از دو بخش عربی ساخته شده است: «طَرَفَیْ» (به معنی دو طرفِ) و «النَّقِیض» (به معنی ضد و واژگونکننده).
در جدول
پاسخ دقیق برای این اصطلاح در جدولهای کلمات متقاطع، با شمارش حروف بدون احتساب فضا یا تنوین، ۱۰ حرف است.
به انگلیسی
در متون فلسفی و منطقی زبان انگلیسی، برای رساندن مفهوم دو سوی تناقض از این تعابیر استفاده میشود.
به عربی
ریشه این عبارت کاملاً عربی بوده و ترکیب اضافی ترکیبیافته از تثنیه «طرف» و اسم مضافالیه است.
به فارسی
معادلهای فارسی روان این واژه شامل عباراتی چون «دو قطب مخالف»، «تضاد کامل»، «دو سوی ناسازگار» و در اصطلاحات عمومیتر «افراط و تفریط» است.
در قرآن
عین واژه «طرفی النقیض» در قرآن وجود ندارد؛ اما ریشه «نقض» (به معنی شکستن پیمان) و مفهوم نفی تناقض در آیاتی مانند آیه ۸۲ سوره نساء («لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلَافًا كَثِيرًا») مطرح شده است.
نماد چیست
در منطق نمادین، اگر یک طرف با گزاره P نشان داده شود، طرف دیگر نقیض آن یعنی ¬P است. این اصطلاح نماد عدم امکان جمع دو وضعیت کاملاً متضاد (مانند خیر و شر مطلق) است.
جمعبندی و توضیح کامل طرفی النقیض
عبارت «طرفی النقیض» یک اصطلاح تخصصی و دقیق در حوزههای منطق، فلسفه و فقه است که به دو امر کاملاً متناقض اشاره دارد. ویژگی اصلی این دو امر آن است که بر اساس اصل طرد شق ثالث، نه با هم جمع میشوند (اجتماع نقیضین محال است) و نه هر دو با هم منتفی میگردند (ارتفاع نقیضین محال است)؛ مانند مفهوم «بودن» و «نبودن».
این واژه اگرچه ریشهای کاملاً عربی دارد، اما در متون ادبی، استدلالی و فلسفی زبان فارسی جایگاه ویژهای یافته و برای توصیف وضعیتهایی که در آن دو قطب یا دو جهت کاملاً مخالف و ناسازگار در برابر هم قرار میگیرند، به کار میرود.