یعنی چه
عدم در لغت به معنای نیستی، نبودن، فقدان و ناپیدایی است. این واژه در زبان فارسی به عنوان اسم به کار میرود و محور معنایی آن نبودِ وجود یا نداشتنِ چیزی در ترکیبات مختلف (مانند عدم اطلاع یا عدم حضور) است.
مترادف
متضاد
هم خانواده
ریشه
این واژه از ریشه عربی «ع د م» (عـ - د - م) گرفته شده است که در معنای اصلی خود به نداشتن، فقدان و تهیبودن از وجود دلالت دارد.
تلفظ
این کلمه به صورت مَفتوح (عَدَم / 'adam) تلفظ میشود.
در جدول
در معماها و جداول متقاطع، پاسخ طراحان برای راهنمای «نیستی یا نبودن» کلمه ۳ حرفی «عدم» است.
به انگلیسی
در زبانهای دیگر مانند ترکی از معادل Yokluk یا Adem و در زبان عربی از العَدَم استفاده میشود.
جمعبندی و توضیح کامل عدم
واژه «عدم» یکی از اصطلاحات کلیدی و بنیادین در زبان فارسی، ادبیات، فلسفه و کلام است که در اصل ریشهای عربی دارد و به معنای نبودن، نیستی و فقدان مطلق یا نسبی به کار میرود. این کلمه دقیقاً در نقطه مقابل «وجود» و «هستی» قرار میگیرد و در ترکیبات روزمره برای نشان دادن نبودِ یک ویژگی یا حالت (مثل عدم مسئولیت) استفاده فراوان دارد.
از منظر نمادشناسی و فلسفی، عدم نشاندهنده ظلمت محض، پتانسیلِ پذیرش وجود، یا جهان پیش از آفرینش است. جالب اینجاست که خودِ واژه «عدم» یا مشتقات مستقیم آن به صورت صریح در متن قرآن کریم به کار نرفتهاند، اما مفهوم آن با واژگان دیگری نظیر فناء مطرح شده و در ادبیات عرفانی ما (مانند اشعار مولانا) گاه به عنوان نمادی مثبت برای رهایی از خودپرستی و رسیدن به فنای فیالله یاد میشود.