یعنی چه
سر درکشیدن در واژهنامههای اصیل فارسی مانند دهخدا به معنای پنهان شدن، رخ پوشاندن، ناپدید شدن و گوشهگیری کردن است. همچنین این عبارت به معنای پایین آوردن سر در مقابل سر برکشیدن، یا فرو بردن سر در گریبان و جامه به دلیل حیا، شرم یا انزواطلبی به کار میرود.
تلفظ
تلفظ این عبارت ترکیبی به صورت سَر (sar) + دَر (dar) + کِشیدَن (keshidan) است که در زنجیره گفتار به صورت یکپارچه ادا میشود.
در جدول
پاسخ دقیق برای طراحان جدول کلمه «سر درکشیدن» است که دقیقاً از ۹ حرف تشکیل شده و به عنوان رمز یا پاسخ پنهان شدن و گوشهگیری کاربرد دارد.
به انگلیسی
معادلهای انگلیسی این واژه بازتابدهنده مفاهیم پنهان شدن، ناپدید شدن و خود را از دید دیگران پنهان کردن هستند.
به عربی
در زبان عربی واژههای مربوط به پنهان شدن و همچنین اصطلاح استغشاء که دقیقاً به معنای جامه به سر کشیدن است، به عنوان معادل به کار میروند.
به فارسی
برابرهای اصیل فارسی این عبارت شامل گوشهگیری، انزوا گزیدن، مخفی شدن، دوری جستن از غوغا و فرو بردن سر در گریبان تفکر یا شرم است.
نماد چیست
در فرهنگ و ادبیات فارسی، این واژه نماد گوشهنشینی، شرمندگی (از روی حیا سر پایین انداختن)، تسلیم شدن در برابر واقعیتها و گاه عافیتطلبی است. این آرایه در اشعار کهن معمولاً در برابر «سر برکشیدن» (به معنی ادعا کردن یا شورش) قرار میگیرد تا نشاندهنده فروتنی یا ناپدید شدن باشد.
جمعبندی و توضیح کامل سر درکشیدن
واژه ترکیبی «سر درکشیدن» یک اصطلاح اصیل و کهن در زبان فارسی است که در لغتنامههای معتبری چون دهخدا به معنای پنهان شدن، ناپدید شدن و رخ پوشاندن از دیدگان ثبت شده است. این عبارت متمایز از اصطلاح عامیانه «سر کشیدن» (به معنای نوشیدن یکنفس یا سرک کشیدن) بوده و بیشتر دلالت بر فرو بردن سر در جامه یا گریبان دارد.
در متون ادبی و کهن، این اصطلاح بازتابدهنده احوالی چون شرم، حیا، انزواطلبی و فروتنی است؛ به طوری که فرد برای دوری جستن از هیاهو یا پنهان کردن خود از انظار، سر در گریبان فرو میبرد. از این رو، در برگردانهای قرآنیِ متون کهن (مانند تاجالمصادر)، این عبارت به عنوان برابری برای مفهوم «یستغشون ثیابهم» (جامه بر خود پیچیدن و سر پنهان کردن) به کار رفته است.