یعنی چه
به معنای برپا کردن آشوب، ایجاد توطئه، نفاق و دوبهمزنی میان افراد یا در یک جامعه و همچنین گمراه کردن است. لغتنامه دهخدا آن را «آشوب برپا کردن و خلاف انگیختن در چیزی یا میان کسان» معنی کرده است.
تلفظ
تلفظ این عبارت به صورت «فِتْنَه اَفْکَندَن» (fitnah afkandan) است که از ترکیب واژه عربی فتنه و مصدر فارسی افکندن ساخته شده است.
در جدول
در پاسخ به سوالات جدول، خود عبارت «فتنه افکندن» دقیقاً ۱۰ حرف دارد. همچنین عبارات هممعنی مانند «فتنه انگیختن» یا «بلوا کردن» نیز ممکن است مد نظر باشند.
به انگلیسی
معادلهای انگلیسی این واژه شامل عباراتی است که به انگیختن آشوب، ایجاد تفرقه و ایجاد دردسر اشاره دارند.
به عربی
در زبان عربی برای بیان این مفهوم از اصطلاح «إثارة الفتنة» یا مصدر «تفتین» استفاده میشود.
به فارسی
معادلها و مترادفهای فارسی این واژه عبارتند از: فتنه انگیختن، فتنه انداختن، بلوا کردن, تفرقه انداختن، آشوبگری، شورشافروزی، دسیسهچینی و کنایه از «موش دواندن».
در قرآن
واژه «فتنه» بیش از ۶۰ بار در قرآن آمده است. در قالب مفهوم «فتنه افکندن» یا تفرقه در دین، میتوان به آیه ۴۷ سوره توبه اشاره کرد: «...وَ لَأَوْضَعُوا خِلالَكُمْ يَبْغُونَكُمُ الْفِتْنَةَ» (و در میان شما به سرعت حرکت میکردند تا فتنه و تفرقه بیفکنند). همچنین در آیه ۱۹۱ سوره بقره آمده است: «وَالفِتْنَةُ أَشَدُّ مِنَ القَتْلِ» (فتنه از قتل شدیدتر است).
جمعبندی و توضیح کامل فتنه افکندن
«فتنهافکندن» به معنای ایجاد آشوب، تفرقه و نفاق در میان جامعه یا افراد است. این عبارت ترکیبی از واژه عربی «فتنه» (از ریشه ف ت ن به معنای گداختن طلا برای سنجش خلوص) و مصدر فارسی «افکندن» ساخته شده است. در فرهنگ و ادبیات، «آتش» به دلیل برافروختن و «موش» به دلیل رفتار پنهانی (موش دواندن) از نمادهای این مفهوم شناخته میشوند.
در متون قرآنی، واژه فتنه کاربرد گستردهای دارد و مفاهیمی همچون آزمایش و امتحان الهی، شرک، و فساد و آشوب اجتماعی را در بر میگیرد؛ چنانکه در قرآن اشاره شده فتنه و تفرقه افکنی از قتل نیز شدیدتر است و منافقان همواره به دنبال ایجاد آن در جامعه اسلامی بودهاند.
در مجموع، این اصطلاح بار معنایی منفی و مخربی دارد که متضاد با صلحطلبی، آشتیدهی، اصلاحگری و ایجاد وحدت است و در زبانهای دیگر مانند انگلیسی و ترکی نیز با معادلهایی نظیر ایجاد شورش و آشوب شناخته میشود.