یعنی چه
اسبله در زبان فارسی نام یک گونه ماهی بزرگ، شکارچی و گوشتخوار است که در آبهای شیرین و نیمهشور مانند دریای خزر، تالاب انزلی و رود ارس زندگی میکند. این ماهی به دلیل داشتن شاخکهای حسی بلند در اطراف دهانش شناخته میشود. در لغتنامههای قدیمی عربی نیز اسبله به عنوان جمع کلمه «سبیل» به معنی موی لب فوقانی یا ریش آمده است.
تلفظ
این واژه در گویشهای مختلف و متون لغتنامهای بیشتر به صورت اَسبَله یا اَسبِله (اَ ب ِ لَ / اِ بُ لِ) اعرابگذاری و خوانده میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این واژه خود «اسبله» با ۵ حرف است و معمولاً با راهنمای «نوعی گربهماهی» یا «ماهی بزرگ بدون فلس شمال» از آن یاد میشود.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای اشاره به این گونه خاص از گربهماهی بومی اروپا و آسیا از اصطلاح Wels catfish استفاده میشود و در حالت عمومی به آن Catfish میگویند.
به عربی
در زبان عربی به انواع گربهماهیان سَلّور یا قرموط گفته میشود که شامل ماهی اسبله نیز میگردد.
به فارسی
در زبان و گویشهای مختلف فارسی، از واژههایی نظیر گربهماهی، اسبیله، سبلهماهی و در برخی منابع محلی شاتفیش به عنوان معادلهای فارسی این واژه استفاده میشود.
نماد چیست
در فرهنگ عامیانه صیادان و بومیان مناطق شمالی، این ماهی به دلیل جثه بسیار بزرگ (که گاهی به چند متر میرسد) و روش شکارش در بستر رودخانهها، نمادی از عظمت، پنهانکاری و اقتدار در قلمرو آبهای شیرین به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل اسبله
واژه «اسبله» در زبان فارسی عمدتاً اشاره به گونهای از گربهماهیان بزرگ و بدون فلس دارد که در حوزه آبریز دریای خزر و رودخانههای شمال ایران زیست میکند. این ماهی گوشتخوار و شکارچی، به دلیل داشتن شاخکهای بلند در اطراف دهانش که شبیه به سبیل هستند، در ریشهشناسی عامیانه و محلی با واژه «سبل» یا «سبله» (به معنی موی سبیل) مرتبط دانسته شده است. از نظر فقهی نیز به دلیل نداشتن پولک یا فلس، واجد احکام خاص خود در میان آبزیان است.
علاوه بر کاربرد زیستشناختی، در متون و لغتنامههای کهن عربی این کلمه به عنوان صیغه جمع برای واژه «سبیل» به معنای ریش و سبیل کاربرد داشته است. با این حال، شهرت امروزی این کلمه در زبان فارسی کاملاً معطوف به این آبزی بزرگجثه رودخانهای است که در حل جدولهای کلمات متقاطع نیز کاربرد زیادی دارد.