یعنی چه
این واژه برحسب اعراب و ریشهیابی دو معنای کاملاً متفاوت دارد: نخست در متون قرآنی و عربی به عنوان ترکیب «أبا» (پدر) + «هُم» (آنها) به معنی «پدرشان»، و دوم در لغتنامههایی مانند دهخدا به عنوان جمع مکسر واژه «إبهام» به معنی «انگشتان شست».
تلفظ
تلفظ این واژه در کاربرد قرآنی و عربی به صورت «اَبا هُم» (abāhum) است. در صورتی که به عنوان جمع مکسر واژه «ابهام» در زبان فارسی استفاده شود، به صورت «اَباهم» (abāhem) خوانده میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این کلید با توجه به تعداد حروف (۵ حرف) خودِ واژه «اباهم» است و در صورت نیاز به واژههای مشابه، «اباهیم» یا «شستها» کاربرد دارد.
به انگلیسی
اگر منظور از واژه، ترکیب عربی و قرآنی آن باشد معادل آن Their father است و اگر به عنوان جمع مکسر ابهام به کار رود، معادل Thumbs خواهد بود.
به عربی
در زبان عربی، «أباهم» خود یک ترکیب فصیح به معنای والدهم (پدرشان) است. همچنین کلمه «الأباهم» به عنوان شکل جمع واژه الإبهام برای اشاره به انگشتان بزرگ دست یا پا کاربرد دارد.
به فارسی
برگردان دقیق این واژه به زبان فارسی با توجه به سیاق متن، برابر با «پدرشان» یا «شستهای دست و پا» است.
در قرآن
این ترکیب به همین شکل در آیه ۱۶ سوره مبارکه یوسف آمده است: «وَجَاءُوا أَبَاهُمْ عِشَاءً يَبْكُونَ» که به آمدن برادران یوسف در شبهنگام نزد پدرشان (حضرت یعقوب) اشاره دارد. معنی دوم (انگشت شست) در قرآن کاربرد ندارد.
جمعبندی و توضیح کامل اباهم
واژه «اباهم» یک کلمه کلیدی دوجنبهای در لغتنامهها و متون مذهبی است. در رایجترین کاربرد خود، این کلمه یک ساختار نحوی در زبان عربی (ترکیب اسم و ضمیر) است که دقیقاً به معنای «پدرِ آنها» یا «پدرشان» به کار میرود و در داستان حضرت یوسف در قرآن کریم نیز به همین صورت تجلی یافته است.
از سوی دیگر، در فرهنگهای لغت عربی به فارسی مانند دهخدا، این کلمه به عنوان جمع مکسر واژه «اِبهام» ثبت شده است که در این حالت معنای «انگشتان شست دست یا پا» را میدهد. بنابر این، بسته به اینکه کلمه را در یک آیه و متن عربی بخوانید یا در یک لغتنامه کهن، معنای آن بین یک نسبت خانوادگی و یک عضو از بدن متغیر است.