یعنی چه
این اصطلاح به دو معنا به کار میرود: نخست به عنوان یک ترکیب توصیفی به معنی نامی که باعث رسوایی و شهرت منفی میشود؛ دوم در فرهنگ عامیانه و ادبیات معاصر (مانند آثار صادق هدایت) به معنی اتهام و کار نادرستی که هیچ سود و نفعی برای فرد ندارد، اما رسوایی، ننگ و مهر بدنامی آن در جامعه برای او باقی میماند.
تلفظ
این ترکیب از واژه عربی «اِسْم» با مصوتِ ربط (کسره) و واژه فارسی «بَدْنامی» (بد + نام + ی مصدری) تشکیل شده است.
در جدول
پاسخ دقیق برای این مدخل در جدولهای کلمات متقاطع خودِ عبارت «اسم بدنامی» با ۹ حرف است. از دیگر پاسخهای احتمالی و کوتاهتر میتوان به رسوایی یا بدنامی اشاره کرد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی با توجه به بافت متن، از عباراتی که به شهرت منفی، لکه ننگ اجتماعی یا عنوان آسیبدیده اشاره دارند استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی برای رساندن این مفهوم از ترکیبهایی که به مخدوش شدن سمعه (اعتبار و شنیده دهها پشت سر فرد) اشاره دارد، استفاده میکنند.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی عبارات فوق به طور مستقیم به داشتن نام منفی یا انگِ تهمت اشاره دارند.
نماد چیست
در مفاهیم سنتی، فرهنگ عامه و ادبیات فارسی، این عبارت نماد فیزیکی خاصی ندارد؛ اما به طور استعاری با مفاهیمی همچون «مهر و داغ ننگ»، «لکه سیاه روی دامن آبرو» و «انگشتنما شدن در میان مردم» تصویرسازی میشود که نقطه مقابلِ نیکنامی و عزت است.
جمعبندی و توضیح کامل اسم بدنامی
عبارت «اسم بدنامی» در زبان فارسی یک اصطلاح ترکیبی و توصیفی است که از ترکیب واژه عربی «اسم» و واژه فارسی «بدنامی» ساخته شده است. این اصطلاح در متون فرهنگی، گویش عامیانه تهرانی و ادبیات معاصر کاربرد دارد و لزوماً یک واژه مستقل قاموسی در لغتنامههای کهن نیست.
معنای اصطلاحی و کنایهای آن به وضعیتی اشاره میکند که فرد بدون داشتن آزادی واقعی یا بدون کسب هیچگونه منفعت و سودی از یک کار، تنها تابلوی بدنامی، انگِ اتهام و رسوایی آن را بر دوش میکشد. این واژه در تقابل مستقیم با مفهوم خوشنامی و اعتبار اجتماعی قرار میگیرد.
اگرچه خود این ترکیب صریح در قرآن نیامده است، اما مفاهیم همارز آن مانند نهی از نام زشت دادن به دیگران (مثل آیه بئس الاسم الفسوق بعد الایمان) و مفاهیمی چون خِزی (رسوایی) و ذلت از جنبههای اخلاقی با آن مرتبط هستند.