یعنی چه
طمع در لغت به معنای تمایل نفس به چیزی از روی آرزوی شدید و چشمداشت است. این واژه در زبان فارسی بیشتر بار معنایی منفی دارد و به زیادهخواهی مادی اشاره میکند، اما در ادبیات کهن گاهی به معنای امید، توقع و چشمداشت مثبت به رحمت نیز به کار رفته است.
مترادف
واژههای حرص، آز و ولع نزدیکترین کلمات از نظر معنایی به این مفهوم هستند که نمایانگر نفسِ سیریناپذیر انسان میباشند.
تلفظ
این واژه دارای دو بخش مصوت کوتاه است و به صورت طَمَع (ta-ma') خوانده و تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع، عبارت «طمع فارسی» دقیقاً ۸ حرف دارد و پاسخ خودِ این ترکیب است. همچنین برای واژه طمع کلماتی مثل آز و حرص کاربرد دارند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی واژه Greed رایجترین معادل برای رساندن مفهوم طمع و زیادهخواهی مادی است.
به عربی
ریشه این واژه عربی است. در زبان عربی طمع هم در معنای مثبت (امید به رحمت) و هم معنای منفی (زیادهخواهی) کاربرد دارد.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی مفهوم طمع و صفت طمعکاری اغلب با واژه Açgözlülük به معنی گرسنه-چشم بودن یا همان چشمسیریناپذیری بیان میشود.
جمعبندی و توضیح کامل طمع فارسی
واژه «طمع» ریشهای عربی دارد و از سه حرف اصلی (ط - م - ع) تشکیل شده است. این کلمه پس از ورود به زبان فارسی، بیشتر در مفهوم منفی یعنی آزمندی، حرص، ولع و زیادهخواهی مادی یا مقامی به کار رفته است. در فرهنگ، اخلاق و ادبیات فارسی، طمع به عنوان یکی از رذایل اخلاقی و نمادی از نفس سیریناپذیر انسان شناخته میشود که نقطه مقابل آن قناعت، زهد و بینیازی دل است.
نکته جالب اینجاست که در متون کهن فارسی و همچنین در برخی آیات قرآن کریم، این واژه همواره بار منفی ندارد و گاهی در معنای پسندیده یعنی «امید داشتن و چشمداشت به لطف و رحمت الهی» نیز استفاده شده است. با این حال، در زبان معیّار امروز، کاربرد آن کاملاً به زیادهخواهی مادی منحصر گردیده است.