معنی
ثخن در لغت به حالت غلظت، سفت بودن و متراکم بودن یک جسم یا مایع اشاره دارد؛ پدیدهای که در آن ماده از حالت روانی و رقت خارج شده و حالت صلب یا کلفت به خود میگیرد.
یعنی چه
این واژه اصطلاحاً به بعد سوم اجسام (عمق یا حجم) نیز اطلاق میشود و در مفاهیم غیرفیزیکی، دلالت بر شدت یافتن، پختگی، سنگینی تجربه و استحکام درونی دارد.
مترادف
این کلمات همگی بیانگر حالت تراکم، سفت بودن و عمق فیزیکی یا معنایی هستند.
متضاد
واژههایی که به حالت روانی، کمحجمی و عدم تراکم ماده اشاره دارند.
هم خانواده
این کلمات همگی از ریشه سه حرفی (ث-خ-ن) مشتق شدهاند و مفاهیمی چون غلیظ بودن یا به شدت کوبیدن و غلبه کردن را میسازند.
ریشه
این واژه از ریشه عربی «ثخُنَ» به معنای غلیظ و سخت شدن گرفته شده و به عنوان وامواژه به ادبیات، فلسفه و هندسه فارسی راه یافته است.
جمله سازی
در جدول
در جدولهای متقاطع، کلمه «ثخن» به عنوان پاسخ واژههایی چون کلفتی، غلظت و ستبری با تعداد ۳ حرف کاربرد دارد.
به انگلیسی
برای معادلسازی این واژه در زبان انگلیسی با توجه به سیاق متن، از واژگان مربوط به ضخامت اجسام یا غلظت مایعات استفاده میشود.
جمعبندی و توضیح کامل ثخن
واژه «ثخن» یک وامواژهٔ عربی در زبان فارسی است که اساساً بر مفاهیمی چون ستبری، ضخامت، کلفتی و غلظت دلالت دارد. این واژه زمانی به کار میرود که یک ماده فیزیکی یا مایع از حالت رقت و روانی خارج شده و به تراکم، چگالی و استحکام رسیده باشد. در اصطلاحات هندسی و فلسفه سنتی نیز از ثخن به عنوان بعد سوم اجسام یا همان عمق و حجم یاد میشود.
از سوی دیگر، ریشه این کلمه کاربرد معنایی عمیقی در متون دینی و ادبی دارد؛ به طوری که در قرآن کریم مشتقات آن در قالب واژه «إثخان» به معنای شدت عمل، استقرار قدرت و درهمکوبیدن پایدار دشمن به کار رفته است. در متون ادبی و عرفانی نیز ثخن به صورت نمادین مظهر پختگی، سرسختی، تراکم تجربه و ثبات درونی انسان در مواجهه با تزلزلها قلمداد میشود.