معنی
وحی در اصل زبان عربی به معنای انتقال سریع، پنهانی و الهامیِ پیام است. در کاربرد اصطلاحی و دینی، به کلام یا هدایتی آسمانی گفته میشود که از جانب پروردگار و معمولاً از طریق فرشته وحی (جبرئیل) بر قلب پیامبران فرود میآید.
یعنی چه
این واژه در لغت به هر نوع تفهیم پنهانی و سریع به دیگری (خواه از طریق اشاره، نوشتن، یا الهام) اطلاق میشود و در فرهنگ عامه و مذهبی، یعنی ارتباط مستقیم و ماوراءالطبیعی جهان غیب با پیامبران.
مترادف
واژههایی مانند الهام و تنزیل از نزدیکترین مترادفهای کاربردی وحی هستند؛ هرچند وحی در اصطلاح قرآنی ویژگیهای خاص و متمایزی نسبت به الهام عام دارد.
متضاد
در منابع لغوی کلاسیک، متضاد رسمی و واحدی برای وحی تثبیت نشده است. با این حال، با توجه به کاربردها، «وسوسه» (به عنوان القای شیطانی در برابر القای رحمانی) یا «اخفاء» (در مقابل آشکارسازی پیام) به عنوان متضادهای مفهومی ذکر میشوند.
هم خانواده
این کلمات همگی از ریشه سه حرفی عربی (و - ح - ی) مشتق شدهاند. برای نمونه، «یوحی» فعل مضارع به معنی وحی میشود و «وحاء» به معنی شتاب است.
ریشه
ریشه اصلی این واژه عربی است و معنای بنیادی آن بر سرعت، پنهان بودن و انتقال سریع پیام دلالت دارد.
جمله سازی
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این واژه خود «وحی» است که دقیقاً ۳ حرف دارد و با راهنماهایی نظیر پیام غیبی یا کلام آسمانی شناخته میشود.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی واژه Revelation برای وحی رسالی و مذهبی به کار میرود. همچنین در زبان ترکی استانبولی به آن Vahiy میگویند.
جمعبندی و توضیح کامل وحی
واژه وحی ریشه در فرهنگ و زبان عربی دارد و معنای اصلی آن اشاره پنهانی، کار سریع و القای مخفیانه پیام به دیگری است. در اصطلاح علوم اسلامی و ادیان ابراهیمی، وحی به مجرای ارتباطی ویژهای میان خداوند و پیامبران گفته میشود که از طریق آن، احکام، معارف و کتابهای آسمانی برای هدایت بشر فرستاده شده است.
برخلاف تصور عامه، کاربرد این واژه در متون کهن و قرآن منحصر به ارسال شریعت نیست؛ بلکه در معنای تکوینی و غریزی (مانند هدایت زنبور عسل) یا الهام به افراد غیرپیامبر (مانند مادر حضرت موسی) نیز به کار رفته است. در ادبیات فارسی و فرهنگ اسلامی، وحی با نمادهایی چون نور، جبرئیل و لوح و قلم پیوند خورده و مظهر علم مطلق و هدایت بی خطای الهی است.