یعنی چه
این واژه در زبان فارسی دو کاربرد اصلی دارد: نخست برای توصیف فردی به کار میرود که خوشاشتها است، به کیفیت غذا اهمیت میدهد و از خوردن لذت میبرد (در ادبیات گاهی کنایه از فرد خوشگذران و راحتطلب نیز هست). دوم برای توصیف خودِ غذا یا خوراکی به کار میرود که خوشطعم، لذیذ، مطبوع و گوارا باشد.
تلفظ
این واژه از دو جزء «خوش» (Xoš) و «خوراک» (Xorāk) تشکیل شده است و به صورت سرهم یا با نیمفاصله تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلمه «خوش خوراک» به عنوان صفت فرد خوشاشتها یا غذای لذیذ استفاده میشود و دقیقاً ۸ حرف دارد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی بسته به اینکه منظور فردِ خوشخوراک باشد یا غذای خوشخوراک، از واژگان متفاوتی استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی برای اشاره به طعام پاکیزه و گوارا معمولاً از واژه طیب و شهی، و برای فرد اهل غذا از ذواقه استفاده میکنند.
به ترکی
ترکی استانبولی برای فرد خوشخوراک اصطلاح عاریهای گورمه یا عبارت کسی که طعم دهانش را میداند استفاده میکند.
به فارسی
واژههای مترادف فارسی برای شخص شامل خوشاشتها، خوشخوار و در فرهنگ عامیانه شکمو است. برای غذا نیز از واژههای لذیذ، خوشمزه، خوشطعم و گوارا استفاده میشود. متضادهای آن نیز بدخوراک، کماشتها و بدمزه هستند.
جمعبندی و توضیح کامل خوش خوراک
واژه «خوشخوراک» یک ترکیب صفت بیانی مرکب در زبان فارسی است که از دو بخش «خوش» به معنای نیکو و دلپذیر و «خوراک» (از بن ماضی خوردن) ساخته شده است. این کلمه دو لایه معنایی متمایز دارد؛ در یک سو برای توصیف انسانهای خوشاشتها و علاقهمند به غذاهای باکیفیت به کار میرود و در سوی دیگر، صفتی برای غذاهای لذیذ، خوشطعم و مطبوع است.
در لغتنامههای معتبری چون دهخدا، معین و عمید، این واژه علاوه بر معنای ظاهری، کنایه از افراد خوشگذران، مرفه و راحتطلب نیز به شمار میرود که ترجیح میدهند از مواهب زندگی و خوراکهای نیکو بهرهمند شوند. ریشه همخانوادههای آن همگی به فعل خوردن بازمیگردد.
این عبارت در فرهنگ عامه و متون کاربرد فراوانی دارد و با اینکه در قرآن کریم به طور مستقیم نیامده، مفاهیم همارز آن در توصیف رزقهای پاکیزه و گوارا با واژه «طیبات» بازتاب یافته است. در بازیهای فکری و جدول نیز این کلمه به عنوان یک پاسخ اصیل ۸ حرفی شناخته میشود.