معنی
زعامت در لغت و اصطلاح به معنای بر عهده گرفتن امور، سروری و هدایت سیاسی یا مذهبی یک گروه است که جایگاهی تبیینشده در بافتهای اجتماعی دارد.
یعنی چه
عبارت از پذیرش نقش محوری در تصمیمگیریها و هدایت کلان حاکمیتی یا مذهبی است که فرد را در موضع پاسخگویی و اداره جامعه قرار میدهد.
مترادف
این کلمات همگی بر مفهوم هدایت، حاکمیت و در دست داشتن زمام امور دلالت دارند.
تلفظ
این واژه با فتح زاء و سکون عِین به صورت زَعامَت در زبان فارسی تلفظ میشود.
در جدول
در حل جدول کلمات متقاطع، برای راهنمای «ریاست یا پیشوایی»، کلمه ۵ حرفی «زعامت» یک پاسخ دقیق است.
به انگلیسی
بسته به متن و نوع حاکمیت (سیاسی، قبیلهای یا معنوی)، برابرهای مختلفی در زبان انگلیسی برای آن استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای سره و بومی اصیل در زبان فارسی برای این واژه شامل رهبری، سروری، پیشوایی و فرمانروایی است.
نماد چیست
این کلمه یک مفهوم انتزاعی حاکمیتی است و نماد فیزیکی باستانی ندارد؛ اما در ادبیات مذهبی و سیاسی، نمادی از قبول مسئولیت خطیر هدایت امت و جامعه به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل زعامت
واژه زعامت ریشه در زبان عربی دارد و از مصدر زعامة مشتق شده است. این واژه در بافت تاریخی، سیاسی و مذهبی جوامع اسلامی کاربرد فراوانی داشته و به معنای عهدهدار شدن کلانترین سطوح مدیریتی، فرماندهی و رهبری جامعه است. زعیم یا کسی که زعامت را بر عهده میگیرد، مسئولیت مستقیم هدایت مادی و معنوی پیروان خود را بر دوش دارد.
اگرچه خود این واژه مستقیماً در متن قرآن ذکر نشده، اما همخانوادههای آن مانند «زعیم» به معنای ضامن و کفیل به کار رفتهاند که پیوند عمیق این مفهوم را با مسئولیتپذیری و تعهد نشان میدهد. در ادبیات امروز، این کلمه بیشتر برای اشاره به رهبری جریانهای بزرگ سیاسی یا مرجعیتهای عالی مذهبی استفاده میشود.