یعنی چه
حس در اصل واژهای عربی است که به معنای دریافت حسی (مانند دیدن، شنیدن و لمس کردن)، ادراک، شعور درونی و عاطفه به کار میرود. این واژه در ادبیات و فلسفه به عنوان ابزار اولیه شناخت جهان مادی شناخته میشود.
تلفظ
این واژه به صورت مکسور در حرف اول (حِ) و با تشدید روی حرف پایانی خوانده میشود: [حِسّ].
به انگلیسی
برای واژه مفرد از Sense و برای شکل جمع آن (حواس) از Senses استفاده میشود. همچنین واژه Perception به جنبه ادراکی آن اشاره دارد.
به عربی
در زبان عربی نیز کلمه «حِس» به عنوان مفرد به کار میرود و جمع تکسیر آن «حواس» یا «احساس» است.
به فارسی
در زبان فارسی سره و بومی، واژههایی مانند «یافت»، «دریافت» و «درک» به عنوان برابرهای معنایی این کلمه شناخته میشوند.
نماد چیست
در ادبیات عرفانی و فلسفه، حس یا حواس نماد شناخت ظاهری، ابزار ارتباط با جهان مادی و مرتبه طبیعی انسان است که معمولاً در تقابل با عقل، دل و شناخت شهودی قرار میگیرد.
جمعبندی و توضیح کامل جمع کلمه حس
واژه «حس» ریشهای عربی دارد و از سه حرف (ح س س) مشتق شده است. در زبان فارسی، برای ساختن حالت جمع این واژه از قواعد جمع مکسر عربی استفاده میشود که حاصل آن دو کلمه پرکاربرد «حواس» (به ویژه در ترکیب حواس پنجگانه) و «احساس» است. هرچند امروزه احساس خود به عنوان یک کلمه مفرد با بار عاطفی مجزا به کار میرود، اما از نظر لغوی ریشه در جمع کلمه حس دارد.
این واژه در فرهنگ، ادبیات و فلسفه اسلامی جایگاه ویژهای دارد. در اشعار بزرگان مانند مولانا، حواس ظاهری معمولاً به عنوان مرتبه پایینتری از ادراک در مقایسه با حواس باطنی و عقل الهی توصیف میشوند که انسان را تنها با پوسته ظاهری جهان مادی پیوند میدهند.
در حوزه حل جدول و معماهای لغوی، دستیابی به جمع این واژه نقشی کلیدی دارد و شناخت مترادفهای آن نظیر ادراک، شعور و عاطفه به درک عمیقتر کاربردهای روزمره و ادبی آن کمک شایانی میکند.