یعنی چه
این واژه در زیستشناسی برای توصیف حشرات، سختپوستان و نرمتنانی به کار میرود که دارای اندامهای حسی باریک (لوامسه) برای جهتیابی و درک محیط هستند. همچنین در صنعت به قطعات مکانیکی یا رولپلاکهایی که دارای زوائد و برجستگیهای کوچک هستند، شاخکدار گفته میشود.
تفلظ
این کلمه بر وزن «فاعَلفام» تلفظ میشود؛ به صورت شاخَک (شا + خَک) به همراه پسوند دار (دار).
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، عبارت «شاخک دار» دقیقاً یک پاسخ ۷ حرفی است و با واژههایی چون آنتندار یا لوامسهدار همپوشانی دارد.
به انگلیسی
در متون تخصصی حشرهشناسی از واژه Antennated استفاده میشود، در حالی که برای حیواناتی مانند گوزن واژه Antlered رواج دارد.
به عربی
کلمه قرینة به معنای شاخک کوچک جانوران است و مجس به اندامهای حسگر اطلاق میشود.
به فارسی
واژه شاخکدار کاملاً فارسی و سره است که از ترکیب «شاخ» + پسوند تصغیر «ـک» + بن مضارع «دار» تشکیل شده و معادلهای فارسی دقیق آن شامل دارای شاخچه و آنتندار است.
نماد چیست
در نشانهشناسی و اسطورهها، موجودات شاخکدار (مانند حلزون و پروانه) به دلیل داشتن شاخکهای حسی، نماد هوشیاری، شهود و توانایی درک و جهتیابی در جهان پیرامون بدون نیاز به دیدن مستقیم به شمار میروند.
جمعبندی و توضیح کامل شاخک دار
واژه «شاخکدار» یک صفت فاعلی و ترکیبی کاملاً فارسی (سره) است که از سه جزء «شاخ»، پسوند تصغیر و شباهت «ـک» و بن مضارع «دار» تشکیل شده است. این واژه در درجه اول در علم زیستشناسی برای توصیف حشرات، نرمتنان و موجودات کوچکی که دارای زوائد حسی باریک یا آنتن هستند استفاده میشود. این اندامها به جانور کمک میکنند تا بدون اتکای کامل به بینایی، محیط اطراف خود را لمس و جهتیابی کند.
علاوه بر کاربردهای طبیعی و زیستشناختی، این واژه در صنایع و امور فنی نیز به قطعات، ابزارها یا رولپلاکهایی اطلاق میشود که دارای برجستگیها و زوائد ریز برای گیرایی بهتر در سطوح هستند. در حوزه نمادشناسی نیز، موجودات شاخکدار مظهر کاوشگری آرام، شهود بالا و دریافت سیگنالهای پنهان محیطی محسوب میشوند.