یعنی چه
واژه مرکب و کهن «دور سپوختن» در فرهنگهای لغت معتبر از جمله لغتنامه دهخدا به معنای موُلیدن، درنگ کردن، به تعویق انداختن امور و امروز و فردا کردن (دفعالوقت) آمده است. واژه پایه «سپوختن» در ادبیات کهن علاوه بر معنی فیزیکی، به معنی راندن و به تأخیر انداختن نیز به کار میرفته است.
تلفظ
تلفظ صحیح این عبارت به صورت دورْ سِپوخْتَن (dūr sepūxtan) است که از دو جزء «دور» و فعل «سپوختن» (از بن مضارع سپوز) تشکیل شده است.
در جدول
پاسخ دقیق برای این مدخل در جدولهای کلمات متقاطع خودِ عبارت «دور سپوختن» با ۹ حرف است. همچنین کلماتی نظیر «درنگ کردن» یا «مولیدن» نیز به عنوان پاسخهای جایگزین و هممعنی کاربرد دارند.
به انگلیسی
معادلهای انگلیسی این واژه همگی بر مفهوم به تعویق انداختن زمان یا تنبلی در انجام کار دلالت دارند.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی، افعالی که برای به عقب انداختن یک موعد یا کار استفاده میشوند، دقیقترین معادل برای این اصطلاح هستند.
به فارسی
عبارتهای جایگزین در فارسی معیار شامل فرومولیدن، پازند، شتاب نکردن، امروز و فردا کردن در کارها و معطل کردن امور است.
نماد چیست
در فرهنگ عامه و ادبیات نماد مادی یا سنتی مشخصی برای این عبارت ثبت نشده است؛ اما از نظر معنایی میتواند نمادی از سستی، اهمالکاری، دفعالوقت یا اتلاف وقت در انجام وظایف باشد.
جمعبندی و توضیح کامل دور سپوختن
واژهٔ کهن و مرکب «دور سپوختن» یکی از اصطلاحات اصیل زبان فارسی است که ریشه در زبان پهلوی (spōxtan) دارد. این کلمه در متون قدیمی و لغتنامههای شاخص مانند دهخدا به معنای درنگ کردن، مولیدن و به تأخیر انداختن کارها به کار رفته است. اگرچه جزء «سپوختن» در وهله اول معنای فیزیکی فرو کردن یا خلانیدن را به ذهن متبادر میکند، اما تطور معنایی آن در ترکیب با «دور» مفهوم راندن زمان و امروز و فردا کردن را ساخته است.
این اصطلاح در متون تفسیری قدیمی (مانند تفسیر ابوالفتوح رازی) نیز برای تبیین مفاهیمی چون «نسیء» (به تأخیر انداختن ماههای حرام) و «تسویف» (اهمال در توبه) استفاده شده است. شناخت این واژه به درک بهتر ریشههای فعلی زبان فارسی و اصطلاحات مربوط به مدیریت زمان و تعهدات در متون کهن کمک شایانی میکند.