یعنی چه
این واژه به معنای تلافینشده، ترمیمنشده و تدارکندیده است؛ یعنی هر نوع نقصان، بدهی یا آسیبی که همچنان به قوت خود باقی مانده و تلافی یا پاداشی برای رفع آن صورت نگرفته است.
تلفظ
تلفظ این عبارت به صورت [جُ بْ را نْ نَ شُ دِ] است که از ترکیب واژه مأخوذ از عربی «جبران» و صفت مفعولی منفی فارسی «نشده» ساخته شده است.
در جدول
در جدولهای متقاطع و شرح در متن، این کلمه دقیقاً ۹ حرف دارد و به عنوان پاسخ اصطلاحاتی چون تلافینشده یا تاواننداده به کار میرود.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی متناسب با متن حقوقی، مالی یا احساسی از معادلهای فوق استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای اصیل و عبارات هممعنی فارسی آن شامل تلافینشده، بازپرداختنشده، تاواننداده و بیتدارک است که همگی بر باقی ماندن اثر منفی یک عمل دلالت دارند.
در قرآن
عین عبارت «جبران نشده» در قرآن کریم وجود ندارد، اما ریشه ثلاثی مجرد آن یعنی «جبر» در قالب صفت الهی «الجَبّار» (به معنی ترمیمکننده شکستگیها یا مسلط) در آیه ۲۳ سوره حشر آمده است. همچنین مفاهیم مرتبط با عوض و جزا به طور غیرمستقیم در آیات دیده میشوند.
نماد چیست
در متون ادبی، روانشناسی و اخلاقی، این واژه به عنوان نمادی از یک زخم التیامنیافته، بدهی اخلاقی سنگین یا نابرابریِ برطرفنشده به کار میرود؛ حالتی که تعادل و عدالت در آن هنوز برقرار نشده است.
جمعبندی و توضیح کامل جبران نشده
عبارت «جبران نشده» یک صفت مفعولی منفی و ترکیبی در زبان فارسی است که از ریشه عربی «جبر» (به معنی بستن شکستگی یا اصلاح نقصان) و کلمه فارسی «نشده» تشکیل شده است. این اصطلاح به طور گسترده در حوزههای حقوقی، مالی و اخلاقی برای اشاره به خسارتها، ضررها یا آسیبهایی به کار میرود که هیچگونه غرامت، تاوان یا بازپرداختی برای آنها صورت نگرفته و اثر منفیشان همچنان پابرجاست.
اگرچه این کلمه کاربرد نمادین یا نشانه سنتی خاصی در فرهنگها ندارد، اما در ادبیات و روانشناسی تداعیکننده حس ناعدالتی، زخمهای روحی التیامنیافته و عدم تعادل در روابط انسانی است. در متون مذهبی و قرآنی نیز هرچند خود واژه به چشم نمیخورد، مفهوم بازگرداندن تعادل و پرداخت عوض در ساختارهای معنایی دیگر مورد توجه قرار گرفته است.