معنی
واژه جوان به موجود یا انسانی اطلاق میشود که در ابتدای عمر طبیعی خود قرار دارد؛ فردی کمسن، تازهنفس که در آغاز رشد، شادابی و بلوغ جسمی و فکری است.
یعنی چه
در اصطلاح و مفهوم عامیانه، جوان یعنی کسی که دارای توانایی بدنی بالا، روحیهای پویا و سرشار از امید به آینده است و دوره خامی کودکی را پشت سر گذاشته است.
مترادف
این واژهها در متون کهن و معاصر همگی به مفهوم سنین آغازین زندگی و پویایی اشاره دارند.
متضاد
کلماتی که به دورههای پایانی عمر و کاهش تواناییهای بدنی اشاره میکنند، در تضاد مستقیم با جوان قرار دارند.
هم خانواده
این کلمات همگی از ریشه لغوی و معنایی جوان مشتق شدهاند و مفاهیمی چون تازگی یا مروت را میرسانند.
ریشه
این واژه اصیل ایرانی در زبان پارسی میانه به صورت Juvān و در اوستایی به صورت Yavan به کار میرفته است. جالبه بدانید که این کلمه با واژه young در انگلیسی، jeune در فرانسوی و juvenile در لاتین همریشه است.
جمله سازی
در جدول
معمولاً در سوالات جدول به عنوان هممعنی برنا یا معادل کلمه شاب پرسیده میشود.
به انگلیسی
علاوه بر زبان انگلیسی، در زبان عربی از معادلهای «شابّ» و «فتی» و در زبان ترکی از واژه «Genç» استفاده میشود.
جمعبندی و توضیح کامل جوان
واژه «جوان» یکی از اصیلترین و پرکاربردترین واژهها در زبان و فرهنگ فارسی است که ریشه در دوران باستان و زبانهای هندواروپایی دارد. این کلمه صرفاً به یک رده سنی خاص میان کودکی و پیری محدود نمیشود، بلکه در فرهنگ عامه و ادبیات عرفانی ایران، مظهر پویایی، شور، نشاط، نماد قدرت و امید به آینده است.
علاوه بر ابعاد ظاهری، مفهوم جوان در فرهنگ پهلوانی ارتباط تنگاتنگی با واژه «جوانمردی» یا همان فتوت دارد که نشاندهنده ویژگیهای اخلاقی والایی چون ایثار، حقطلبی و شجاعت است؛ هرچند گاهی در اشعار کلاسیک، در تقابل با پختگی پیران، به کنایه از خامی و بیتجربگی نیز تعبیر شده است.