یعنی چه
این واژه در اصل اسم فاعل همراه با الف و لام تعریف از ریشه «فرغ» است. به هر چیز تهی و عاری از محتوا یا فردی که از کار و گرفتاریهای روزمره فراغت یافته و آزاد شده است، الفارغ میگویند.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه با فتحة الف اول، سکون لام، سکون فاء و الف کشیده، کسره راء و غین ساکن در حالت وقف است.
در جدول
در جدولهای متقاطع، پاسخ این کلمه دقیقاً ۶ حرف دارد. از کلمات مشابه و هممعنی آن در جدول میتوان به فارغ، تهی و خالی اشاره کرد.
به انگلیسی
بسته به متن و کاربرد، در زبان انگلیسی معادلهای متفاوتی دارد؛ برای فضا و ظرف خالی از Empty و برای وقت آزاد از Free استفاده میشود.
به عربی
از آنجا که واژه اصالتاً عربی است، در خود این زبان با کلماتی چون الخالی (خالی) یا الشاغر (موقعیت بدون متصدی و خالی) مترادف است.
به فارسی
در زبان فارسی معادلهای دقیقی چون تهی و خالی برای اشیاء، و واژههای آسوده، رها، خلاص و بیکار برای احوالات انسانی دارد.
در قرآن
خود واژه با «ال» در قرآن نیامده، اما شکل تنویندار آن در آیه «وَأَصْبَحَ فُؤَادُ أُمِّ مُوسَىٰ فَارِغًا» دیده میشود که به معنی خالی شدن دل مادر حضرت موسی از صبر یا هر فکر دیگری جز یاد فرزندش است.
نماد چیست
این کلمه نماد فیزیکی خاصی ندارد، اما در ادبیات عرفانی و سلوک، اصطلاح «دلِ فارغ» به عنوان نمادی از وارستگی، رهایی از درگیریهای ذهنی دنیا و تجرد روحی شناخته میشود.
جمعبندی و توضیح کامل الفارغ
واژه «الفارغ» یک واژه اصیل عربی از ریشه «ف ر غ» است که به زبان فارسی نیز راه یافته است. مفهوم بنیادی این کلمه بر «خالی شدن» و «تهی بودن» استوار است. این خالی بودن میتواند هم در جنبه مادی (مانند ظرف یا مکان خالی) و هم در جنبه معنوی و انسانی (مانند انسان فارغ از کار و مشغله یا دلِ خالی از غم و تعلقات) معنا پیدا کند.
در متون اسلامی و ادبیات فارسی، کاربرد این واژه ظرافتهای خاصی دارد؛ برای نمونه در قرآن کریم حالت تنویندار آن برای توصیف قلب مادر حضرت موسی (ع) به کار رفته که نشاندهنده شدت بیقراری و خالی شدن دل او از هر چیز دیگری است. در عرفان نیز فراغت و فارغ بودن، گامی بلند به سوی آرامش ذهن و رهایی از بند دنیا تلقی میشود.