معنی
این واژه بر اساس حرکتگذاری دو معنی اصلی در لغتنامههای کهن دارد: تَعْر (با سکون عین) به معنی فریاد زدن و بانگ بلند است؛ در حالی که تَعَر (با فتح عین) به معنی اشتعال و شعلهور شدن آتش جنگ یا ایجاد اضطراب و فتنه به کار میرود.
یعنی چه
در عبارات متون متقدم، هنگامی که این واژه به کار میرفته، اشاره به ایجاد سر و صدای بلند (نعره) یا شکلگیری یک جریان پرآشوب و برافروختن معرکه کارزار داشته است.
مترادف
با توجه به دو بستر معنایی کلمه، واژههای مربوط به فریاد زدن و همچنین کلمات مربوط به افروختگی و آشوب، مترادفهای آن به شمار میروند.
متضاد
نقطه مقابل فریاد، سکوت و دم فروبستن است و در اصطلاح جنگ و آشوب، متضاد آن صلح، آرامش و فرونشستن شعله فتنه است.
هم خانواده
این واژهها در زبان عربی از ریشه مشتقات (ع-ر-ر) یا ساختارهای صرفی مشابه نظیر باب تفعّل هستند.
ریشه
این کلمه یک واژه اصیل فارسی نیست، بلکه یک مصدر و اسم عربی است که به عنوان وامواژه به متون کهن و لغتنامههای فارسی راه یافته است.
جمله سازی
در جدول
در جدولهای شرح در متن، این کلمه معمولاً با راهنمای «بانگ و فریاد» یا «شعلهور شدن جنگ» به عنوان یک پاسخ ۳ حرفیِ خاص و کمیاب مد نظر قرار میگیرد.
به انگلیسی
با توجه به دو کاربرد مجزای این واژه، در زبان انگلیسی معادلهای متفاوتی برای انتقال مفهوم دقیق آن انتخاب میشود.
جمعبندی و توضیح کامل تعر
واژه «تعر» یک لغت اصیل فارسی نیست، بلکه ریشهای عربی دارد و به عنوان یک وامواژه نادر در فرهنگهای لغت و متون متقدم فارسی ثبت شده است. این کلمه با توجه به نحوه حرکتگذاری و تلفظ، دو بستر معنایی کاملاً متمایز را شامل میشود؛ در حالت اول (تَعْر) به معنی فریاد کشیدن، نعره زدن و بلند کردن صداست و در حالت دوم (تَعَر) به مفهوم افروخته شدن آتش جنگ، فتنهانگیزی و به پا شدن آشوب دلالت دارد.
باید توجه داشت که این کلمه در زبان فارسی معیار و امروزی به صورت مستقل کاربرد رایجی ندارد و بیشتر در حل جدولهای کلمات متقاطع یا بررسی متون بسیار کهن ادبی و فقهی به چشم میخورد. گاهی نیز در فضای مجازی ممکن است به عنوان اشتباه تایپی یا مخفف کلماتی مثل «تعری» (برهنگی) یا «تعار» به کار رود، اما هویت مستقل آن در لغتنامه همان فریاد یا اشتعال جنگ است.