معنی
واژهٔ طوف در اصل یک مصدر عربی است که به معنای گردش کردن، پیاده یا سواره پیرامون چیزی چرخیدن و احاطه کردن یک شیء به کار میرود. همچنین در متون قدیمی به نوعی کلک یا قایق ساخته شده از مشکهای بادکرده نیز طوف میگفتند.
یعنی چه
این واژه مفهوم حرکت مستمر، رفتوآمد پیوسته و احاطه ساختن بر یک فضا یا شیء را میرساند. در کاربردهای کنایهای قدیمی نیز به معنای قضای حاجت (به واسطه دور شدن و رفتن به جای دور) استفاده شده است.
مترادف
نزدیکترین واژهها از نظر معنایی شامل حرکتهای دایرهوار و چرخشی هستند.
متضاد
کلماتی که بر عدم حرکت، پایایی و ماندن در یک نقطه دلالت دارند، متضاد این واژه محسوب میشوند.
هم خانواده
تمامی این واژهها از ریشه ثلاثی مجرد (ط و ف) مشتق شدهاند.
ریشه
این کلمه وامواژهای از زبان عربی و از ریشه ثلاثی مجرد «ط و ف» (طافَ / یَطُوفُ) است. معنای هستهای این ریشه، حرکت دایرهوار، چرخیدن پیرامون یک چیز و احاطه کردن آن است.
جمله سازی
در جدول
در جدولهای متقاطع، کلمه «طوف» دقیقاً ۳ حرف دارد و به عنوان پاسخ واژههایی چون «گردش کردن»، «دور چیزی گشتن» یا «قایقی از مشک» به کار میرود.
به انگلیسی
بسته به متن و کاربرد تاریخی یا مذهبی، معادلهای انگلیسی متفاوتی برای آن وجود دارد.
جمعبندی و توضیح کامل طوف
واژهٔ «طوف» یک اسم مصدر عربی از ریشه (ط و ف) است که معنای اصلی آن پیرامون چیزی گشتن، چرخش دَوَرانی و احاطه کردن است. این واژه در فارسی معاصر به صورت مستقل کاربرد روزمره چندانی ندارد، اما مشتقات بسیار مهمی مانند طواف، طوفان، طایفه و مطاف دارد که در زبان فارسی و فرهنگ اسلامی بسیار رایج هستند. در کاربردهای کهن قرآنی و روایی نیز این ریشه به رفتوآمد پیاپی خدمتکاران یا حرکت فراگیر و احاطهکننده اشاره دارد.
از سوی دیگر، در لغتنامههای قدیمی فارسی مانند دهخدا، معنای مادی دیگری نیز برای طوف ذکر شده است؛ یعنی کلک یا قایقی که از بستن مشکهای بادکرده به یکدیگر برای عبور از آب ساخته میشد. همچنین در فرهنگهای شرقی، حرکت دایرهوار موجود در معنای طوف، نمادی از پیوستگی، ابدیت و تسلیم در برابر مرکز هستی به شمار میرود.