یعنی چه
«دست از دامن برداشتن» یک ترکیب کنایی در زبان فارسی است. این اصطلاح زمانی به کار میرود که فردی از ادامه دادن به خواهش، التماس، اتکا یا پناه بردن به شخص دیگری منصرف میشود و رابطه حمایتی یا اتکای خود را قطع میکند.
تلفظ
این عبارت با نواخت نرم و پیوسته در واژگان اصطلاحی فارسی به صورت «دَست اَز دامَن بَرداشتَن» تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلمات، این عبارت به عنوان کنایه از قطع امید یا ترک توسل با ۱۶ حرف شناخته میشود.
به انگلیسی
عبارات فوق نزدیکترین معادلهای اصطلاحی برای رساندن مفهوم قطع امید و برداشتن دست حمایت یا التماس در زبان انگلیسی هستند.
به عربی
در زبان عربی برای رساندن این مفهوم کنایی، از افعالی که دال بر رویگردانی، ترک اعانت یا دست کشیدن از اصرار هستند استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای سرراست و غیرکنایی این اصطلاح در زبان فارسی شامل واژگانی چون ناامید شدن از یاریِ کسی، مستقل شدن، و واگذاشتنِ پیگیری است.
در قرآن
این عبارت کناییِ خاص، یک اصطلاح استعاری خالص فارسی است و کاربرد لفظی در قرآن ندارد؛ با این حال، مفاهیم قرآنی نظیر «إعراض» (رویگردانی) یا مفاهیم مرتبط با شرکزدایی و عدم توسل به غیر خدا، با روح کلی این مفهوم همخوانی دارند.
نماد چیست
این عبارت در ادبیات نمادِ بریدن از غیر، به دست آوردن استقلال فردی، یا در کاربردهای منفی، نماد تنها گذاشتن یک شخص در مواقع سختی و بریدنِ بند حمایت از اوست.
جمعبندی و توضیح کامل دست از دامن برداشتن
اصطلاح کنایی «دست از دامن برداشتن» ریشه در فرهنگ و پوشش سنتی ایرانیان دارد. در گذشته، افراد ناتوان یا تظلمخواه برای درخواست کمک، شفاعت یا پناهجویی، دامن لباس حاکمان یا بزرگان را میگرفتند که به آن «دست به دامن شدن» میگفتند. در نقطه مقابل، رها کردن این دامن به کنایهای برای پایان دادن به التماس و انتظارات تبدیل شد.
این عبارت امروزه دلالت بر قطع امید کامل، ترک گفتن توسل و منقطع شدن از حمایت یا اتکا به دیگری دارد. این ساختار از یک فعل مرکب کنایی شکل گرفته و نشاندهنده تغییر موضع فرد از حالت پناهجویی به حالت استقلال یا ناامیدی است.
در ادبیات کلاسیک فارسی، نظیر اشعار سعدی شیرازی، این تقابل رفتاری (میان گرفتن دامن و رها کردن آن) به زیبایی برای توصیف روابط عاطفی، اجتماعی و ملوکانه به کار رفته است و تعادلی میان اصرار برای یاری و مناعت طبع را به تصویر میکشد.