یعنی چه
ترکیب وصفی «بحر دمان» در ادبیات کلاسیک فارسی به معنای دریایی است که به شدت متلاطم، طوفانی، غرنده و پر از موجهای بلند باشد. این تعبیر برای نشان دادن اوج خشم، خروش یا عظمت مهارناپذیر طبیعت یا عواطف انسانی به کار میرود.
تلفظ
واژه اول «بَحر» با فتح باء و سکون حاء (عربی) و واژه دوم «دَمان» با فتح دال و میم مخفف (فارسی) تلفظ میشود که با کسرهٔ اضافه به یکدیگر متصل میشوند.
در جدول
در جدولهای متقاطع و مسابقات شرح در متن، عبارت «بحر دمان» به عنوان پاسخ ۷ حرفی برای راهنمای «دریای خروشان» یا «دریای طوفانی» کاربرد دارد.
به انگلیسی
برای برگردان این عبارت ادبی به زبان انگلیسی میتوان از تعابیر فوق که نشاندهنده ناآرامی و طوفانی بودن دریا هستند استفاده کرد.
به فارسی
معادل خالص فارسی این ترکیب، «دریای خروشان» یا «دریای دمنده و توفنده» است که از واژه فارسی دریا به همراه صفات فاعلی ساخته میشود.
در قرآن
خود ترکیب «بحر دمان» به دلیل داشتن جزء فارسی (دمان) در قرآن وجود ندارد. با این حال، واژه «بحر» بارها در قرآن ذکر شده و برای توصیف حالت خروشان و موجزن آن در آیه ۴۰ سوره نور از تعبیر تعبیر «بَحْرٍ لُّجِّیٍّ یَغْشَاهُ مَوْجٌ» (دریایی عمیق که موجی آن را میپوشاند) استفاده شده است.
نماد چیست
در ادبیات عرفانی و حماسی، این عبارت نمادی از بیقراری شدید عاشق، غلیان عواطف درونی، عظمت مهارناپذیر و همچنین قدرت هولناک طبیعت یا ارتشهای بزرگ است؛ همانطور که فردوسی در شاهنامه میفرماید: «که من عاشقم همچو بحر دمان / از او برشده موج تا آسمان»
جمعبندی و توضیح کامل بحر دمان
عبارت «بحر دمان» یک ترکیب وصفی زیبای آمیخته (عربی-فارسی) و مقلوب در ادبیات کلاسیک فارسی، بهویژه حماسه شاهنامه فردوسی است. کلمه «بحر» از ریشه عربی به معنای دریا و اقیانوس گرفته شده و واژه «دمان» صفت فاعلی فارسی از ریشه دمیدن و دماندن است که در معنای خروشان، غرنده و خشمناک به کار میرود. بنابراین ترکیب این دو با هم دقیقاً تصویرگر دریایی طوفانی و پرخروش است.
این اصطلاح در متون کهن بیشتر برای تصویرسازی حالتهای پرابهت، چه در توصیف لشکریان عظیم و چه در بیان احوال دلدادگان عاشق و آشفتهحال استفاده میشده است. اگرچه این ترکیب به صورت مستقل در واژهنامههای محض عربی یا به عنوان یک مدخل مستقل قرآنی وجود ندارد، اما جایگاه مستحکمی در شعر و ادب پارسی دارد.
در بازیهای فکری و جدول کلمات متقاطع، این اصطلاح یک پاسخ کلیدی و ۷ حرفی برای توصیف دریاهای متلاطم و طوفانی به شمار میرود و یادآور غنای ترکیبات استعاری در زبان فارسی است.