یعنی چه
عبارت «مست لایعقل» به فردی اشاره دارد که به دلیل افراط در نوشیدن مسکرات، قدرت تعقل، تشخیص و آگاهی موقت خود را کاملاً از دست داده و در حالت بیخودی محض یا مدهوشی به سر میبرد. در ادبیات عرفانی نیز به معنای از خود بیخود شدن سالک در اثر تجلی عشق الهی است.
تلفظ
این ترکیب وصفی متشکل از واژه فارسی «مست» (با کسره اضافه) و عبارت عربی «لایعقل» است که به صورت مَستِ لا یَعْقِل تلفظ میشود.
در جدول
در کلمات متقاطع، پاسخ به پرسش فرد بسیار مست یا کسی که از مستی عقلش کار نمیکند، عبارت ۹ حرفی «مست لایعقل» است. کلماتی مانند سیاه مست، مدهوش و خراب نیز از پاسخهای احتمالی و جایگزین هستند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای توصیف فردی که به شدت مست شده و آگاهی خود را از دست داده است، از اصطلاحات عامیانه و رایجی نظیر Dead drunk یا Blotto استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی برای بیان این حالت از ترکیب «سکران لا یعقل» (مستی که عقلش کار نمیکند) یا «سکران طافح» (کسی که در مستی افراط کرده) استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای اصیل و واژگان جایگزین فارسی برای این عبارت شامل «سیاهمست»، «مستِ خراب»، «مدهوش» و «پاتیل» است که همگی بیانگر اوج بیخبری و زوال موقت عقل بر اثر مستی هستند.
در قرآن
ترکیب وصفی «مست لایعقل» به صورت مستقیم در متن قرآن مجید وجود ندارد. با این حال، فعل «لا یَعْقِلون» (نمیاندیشند) بارها برای غافلان به کار رفته و در آیه ۴۳ سوره نساء نیز به حالت مستی اشاره شده است: «لا تَقْرَبُوا الصَّلاةَ وَ أَنْتُمْ سُکاری حَتَّی تَعْلَمُوا ما تَقُولُونَ» (در حال مستی نزدیک نماز نشوید تا زمانی که بدانید چه میگویید).
جمعبندی و توضیح کامل مست لایعقل
عبارت «مست لایعقل» یک ترکیب وصفی ممتزج از دو زبان فارسی و عربی است. واژه «مست» ریشه در زبان پهلوی (farsi-ye miyane) دارد و «لایعقل» از ریشه عربی «ع ق ل» به معنای کسی است که تعقل نمیکند و عقلش در آن لحظه کارآیی ندارد. در کاربرد عمومی، این اصطلاح برای توصیف فردی به کار میرود که به دلیل زیادهروی در نوشیدن مسکرات، هوشیاری و اراده خود را کاملاً از دست داده است.
در ادبیات کلاسیک و شعر عرفانی فارسی، این عبارت معنایی نمادین و والاتر به خود میگیرد. در این بستر، مست لایعقل نماد سالک یا عاشقی است که با نوشیدن می معرفت و شهود الهی، از عقل مصلحتاندیش زمینی و منیت خویش رها شده و به مرحله فنای فیالله رسیده است. شاعرانی چون حافظ و مولانا بارها از مفهوم مستی و بیخودی برای توصیف این شوریدگی استفاده کردهاند.