معنی
واژهٔ قدیمی و اصیل «سُفتن» در زبان فارسی به معنای سوراخ کردن، دریل کردن، ایجاد حفره و نفوذ دادن یک جسم تیز در چیزی است. همچنین در متون کهن به معنای ساییدن یا سودن نیز به کار رفته است.
یعنی چه
این فعل در ادبیات و لغتنامهها عمدتاً به کارِ ایجاد حفره و سوراخ کردن مروارید و جواهرات دلالت دارد که کنایه از انجام کاری ظریف و ارزشمند است.
مترادف
این واژهها همگی در معنای ایجاد حفره، عبور دادن شیء تیز یا ساییدن با کلمهٔ سفتن مشترک هستند.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ به راهنمای «سوراخ کردن» در قالب چهار حرف، واژهٔ «سفتن» است.
به انگلیسی
افعال انگلیسی فوق دقیقاً مفهوم سفتن یعنی ایجاد سوراخ و نفوذ در یک سطح را منتقل میکنند.
به عربی
در زبان عربی فعل ثَقَبَ دقیقترین معادل برای مفهوم سوراخ کردن و نفوذ واژهٔ سفتن است.
به فارسی
برگردان و معادلهای روان این واژه در فارسی امروز همان «سوراخ کردن» یا «دریل کردن» است که معنای مادی فعل را آشکار میسازد.
نماد چیست
در ادبیات کلاسیک فارسی، «دُر سفتن» (سوراخ کردن مروارید) کنایه و نمادی از گفتن سخنان بسیار نغز، سنجیده و آراستن کلام است. همچنین به عنوان نمادی از اثرگذاری عمیق بیان و در برخی متون قدیمی کنایه از ازاله بکارت به کار رفته است.
جمعبندی و توضیح کامل سفتن
واژهٔ کهن و اصیل فارسی «سُفتن» (به ضمّ سین) برخلاف ظاهر آن، هیچ ارتباطی با سفت و محکم کردن اجسام ندارد، بلکه مصدری به معنای سوراخ کردن، دریل کردن و ایجاد حفره است. ریشهٔ این فعل به زبان پهلوی (sūftan) بازمیگردد و بن مضارع آن «سنب» است که امروزه در واژههایی مانند سنباده یا متهٔ سنبه دیده میشود.
این واژه کاربرد بسیار زیبایی در ادبیات کلاسیک دارد؛ شاعران بزرگ مانند حافظ از اصطلاح «دُر سفتن» به معنای مجازیِ شعرِ ناب گفتن و آفریدن کلامِ سنجیده استفاده کردهاند. در بخش پاسخهای جدول، این کلمه دقیقاً چهار حرف دارد و به عنوان معادل قدیمیِ سوراخ کردن شناخته میشود.