یعنی چه
عبارت «لم یزرع» در اصل یک ترکیب فعلی عربی است که وارد زبان فارسی شده و در توصیف زمین یا خاکی به کار میرود که هیچگونه کشت و کاری در آن انجام نشده است یا به دلیل خشکی و شوری، استعداد و قابلیت کشاورزی را ندارد.
تلفظ
تلفظ صحیح این عبارت به صورت فتح لام، سکون میم، ضم یاء، سکون زاء، فتح راء و سکون عین است.
در جدول
در حل جدولهای متقاطع، پاسخ عبارت «لم یزرع» معمولاً کلماتی چون بایر، خراب، نامزروع یا غیرمزروع است. خود این عبارت نیز دارای ۶ حرف است.
به انگلیسی
برای توصیف زمینهای بدون کشت و بیحاصل در زبان انگلیسی از واژگان تخصصی حوزه جغرافیا و خاکشناسی استفاده میشود.
به عربی
این عبارت خود ریشه عربی دارد و از ترکیب حرف نفی «لَم» و فعل مضارع مجهول «یُزرَع» از ریشه (ز ر ع) ساخته شده که معنای لغوی آن «کاشته نشده است» میباشد.
به فارسی
معادلهای اصیل و روان فارسی برای این ترکیب شامل واژههایی چون بایر، بیکشتوکاره، سترون و خشکزمین هستند که مفهوم عدم بهرهوری خاک را میرسانند.
نماد چیست
در ادبیات، متون عرفانی و تفسیری، «لم یزرع» به عنوان نماد و استعارهای از دلهای غافل، جامعهٔ بدون رشد معنوی، فقر و استعدادهای بالقوهای که به فعلیت نرسیدهاند استفاده میشود.
جمعبندی و توضیح کامل لم یزرع
عبارت «لم یزرع» یک ترکیب عربی به معنی «کشته نشده» است که در زبان فارسی به عنوان صفت برای زمینهای بایر، خشک و غیرقابل کشت به کار میرود. این اصطلاح از نظر ساختاری از حرف نفی «لم» و فعل مضارع مجهول «یزرع» از ریشه زراعت ساخته شده است و نقطه مقابل زمینهای دایر، مزروع و آباد قرار میگیرد.
اگرچه عین این عبارت در قرآن کریم نیامده است، اما مفهوم دقیق آن در آیه ۳۷ سوره ابراهیم با عبارت «بِوَادٍ غَيْرِ ذِي زَرْعٍ» در توصیف سرزمین مکه و همچنین در قالب واژه «أرض جرز» به معنای زمین خشک و بیگیاه بیان شده است. واژههایی مانند مزرعه، زارع، زراعت و مزروع همخانوادههای این کلمه محسوب میشوند.
در فرهنگ و ادبیات فارسی، لم یزرع فراتر از معنای جغرافیایی خود، کاربردی استعاری دارد. این واژه اغلب برای توصیف ذهنها یا دلهایی به کار میرود که از دانش، معرفت و ثمرههای اخلاقی تهی هستند و هیچ رشد معنوی یا فکری در آنها صورت نگرفته است.