معنی
«دُر» به معنای مروارید پاک، درخشان و بزرگی است که در صدف پرورش مییابد. این واژه در ادبیات به عنوان نماد هر چیز نفیس، کمیاب و بسیار ارزشمند به کار میرود.
یعنی چه
عبارت «دُر» در اصطلاح کنایه از پاکی، اصالت و سخنان بسیار فصیح و ناب است؛ مانند اصطلاح «دُر سفتن» که به معنای سخن سنجیده گفتن و شعر ناب سرودن است.
مترادف
این واژهها در زبان فارسی و عربی به عنوان هممعنی دُر برای اشاره به سنگهای قیمتی و مروارید استفاده میشوند.
متضاد
خزف به معنای مهرهٔ سفالی یا سنگریزهٔ بیارزش است. در ادبیات فارسی، ترکیب «دُر و خزف» دقیقاً در تقابل معنایی با یکدیگر و به معنی ارزشمند در برابر بیارزش به کار میروند.
هم خانواده
این کلمات همگی از ریشه واحد مشتق شدهاند؛ به عنوان مثال «دُرّه» به مروارید درشت و «دُراری» به ستارگان درخشانِ مرواریدگون اشاره دارد.
ریشه
این واژه وامواژهای از زبان عربی (دُرّ) است. در ریشهشناسی عربی، اصل آن از فعل «دَرَّ» به معنی جریان فراوان، ریزش یا شیر است که به دلیل صفا، سپیدی و برکتِ مروارید، به آن دُر گفتهاند.
جمله سازی
در جدول
در جدولهای متقاطع، کلمهٔ «دُر» به عنوان پاسخ دو حرفی برای راهنماهای «مروارید»، «گوهر» یا «سخن ارزشمند» استفاده میشود.
به انگلیسی
معادل دقیق و مستقیم دُر در زبان انگلیسی واژه Pearl است که به مروارید طبیعی درون صدف اطلاق میشود.
جمعبندی و توضیح کامل دُر
واژهٔ «دُر» اصالتاً ریشهای عربی دارد و به معنای مروارید بزرگ، درخشان و بسیار گرانبها است که در دل صدف رشد میکند. این کلمه پس از ورود به زبان فارسی، جایگاه ویژهای در ادبیات غنی و عرفانی ما پیدا کرد و از قالب معنایی مادی خود فراتر رفت. شاعران بزرگ پارسیگوی مانند حافظ و فردوسی، بارها از این واژه به عنوان نمادی برای پاکی، اصالت، نایاب بودن و به ویژه برای توصیف سخن سنجیده، فصیح و اشعار ناب (در قالب اصطلاحاتی چون دُر سفتن یا دُرّ دری) بهره بردهاند.
از منظر مذهبی و قرآنی نیز، اگرچه خود کلمه به صورت مستقیم در متن قرآن نیامده، اما مشتق آن یعنی «دُرِّيّ» در آیه مبارکه نور (آیه ۳۵ سوره نور) برای توصیف ستارهای فوقالعاده نورانی و مرواریدگون («کوکب دُری») به کار رفته است که نشاندهنده تلالؤ، برکت و سپیدی مطلق است. همچنین واژه هممعنی آن یعنی «لؤلؤ» بارها به عنوان یکی از زیورآلات پاک و بهشتی مطرح شده است.
در مجموع، دُر کلمهای کوتاه اما بسیار پرمحتواست که در فرهنگ عمومی و حل جدول نیز جایگاه ثابتی دارد. این واژه همواره تداعیکننده زیباییهای طبیعی، ارزشهای معنوی دستنیافتنی و ظرافتهای کلامی در زبان و ادبیات فارسی است.