معنی
واژه رخ در زبان فارسی دارای چند معنای اصلی است؛ در متون ادبی و عامیانه بیشتر به معنای صورت، چهره، گونه و سیمای ظاهری به کار میرود. همچنین این واژه نام یکی از مهرههای کلیدی و قدرتمند در بازی شطرنج (قلعه) است. در افسانههای کهن نیز رخ به پرندهای اساطیری و بسیار بزرگ اشاره دارد.
یعنی چه
عبارت رخ به معنای بخش جلویی سر انسان است که چشم، پیشانی، گونهها و دهان در آن قرار دارد و ابزار اصلی شناسایی هویت و حالات درونی افراد است. در اصطلاحات کنایی، رخ نمودن به معنای آشکار شدن، جلوه گری کردن و نشان دادن خود به دیگران است.
مترادف
متضاد
هم خانواده
ریشه
این واژه ریشه در زبانهای ایرانی کهن و فارسی میانه دارد و با واژگان صورتهای ایرانی مانند Yaghnobi rax مرتبط است. رخ به معنای مهره شطرنج نیز از زبان فارسی به دیگر زبانهای جهان از جمله عربی و انگلیسی راه یافته است و یک وامواژه ایرانی در آن زبانها محسوب میشود.
جمله سازی
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، واژه «رخ» معمولاً به عنوان پاسخ دو حرفی برای راهنماهایی مثل «چهره و صورت»، «مهره شطرنج»، «گونه انسان» یا «مرغ اساطیری» کاربرد دارد.
به انگلیسی
برای ترجمه کلمه رخ به انگلیسی باید به بافت متن توجه کرد؛ اگر منظور چهره باشد از Face یا Countenance استفاده میشود و اگر منظور مهره شطرنج باشد، اصطلاح تخصصی آن Rook است.
جمعبندی و توضیح کامل رخ
واژه «رخ» یکی از اصیلترین و زیباترین واژگان زبان فارسی است که ریشه در دوران ایران باستان دارد. این واژه چندوجهی در درجه اول به معنای صورت، چهره و گونه انسان به کار میرود و در ادبیات غنایی و عرفانی فارسی، نمادی از تجلی زیبایی مطلق، حقیقت آشکار و مظهر جمال محبوب است که شاعران بارها از آن برای تصویرسازیهای عاشقانه بهره بردهاند.
علاوه بر کاربرد چهرهشناسی و ادبی، رخ نام یکی از مهرههای بسیار حیاتی در بازی شطرنج است که در زبان عامیانه به آن قلعه نیز میگویند. حرکت مستقیم و بدون انحراف این مهره در شطرنج، آن را به نمادی از استواری، صراحت و پاسداری تبدیل کرده است. این اصطلاح فارسی به قدری قدرتمند بوده که به عنوان یک وامواژه به زبانهای عربی و انگلیسی نیز منتقل شده است.
در لغتنامهها پدیده متضادِ مستقیمی برای این واژه جامد وجود ندارد، اما در تقابلهای کلامی معمولاً در برابر «پشت» یا «قفا» قرار میگیرد. همچنین در صورت تلفظ با فتح اول (رَخ)، به معنای درز، شکاف و رخنه نیز میآید که کاربرد کمتری نسبت به رُخ دارد. این کلمه به صورت مستقیم در متن قرآن نیامده، اما مفاهیم معادل عربی آن مانند «وجه» و «خد» بارها در آیات الهی استفاده شده است.