یعنی چه
«تار و مار گشتن» به معنای از هم پاشیدن، پراکنده شدن و نابودی کامل یک گروه، جمع یا نیروی نظامی است. این اصطلاح زمانی به کار میرود که یک مجموعه چنان شکست سختی بخورد که تمام انسجام خود را از دست داده و افراد آن پخش و پلا شوند.
تلفظ
تلفظ صحیح این عبارت به صورت «تار وُ مار گَشتَن» است که در آن واژههای تار و مار به صورت اتباعی و پشت سر هم با ضمه خفیف واو عطف خوانده میشوند.
در جدول
در جدولهای متقاطع، عبارت «تار و مار گشتن» دقیقاً ۱۱ حرف دارد. پاسخهای جایگزین و هممعنی دیگر شامل متفرق شدن، منهزم شدن و قلع و قمع شدن است.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای رساندن مفهوم تار و مار شدن یا متلاشی شدن یک سپاه و گروه از افعالی مانند to be routed یا to be scattered و disperse استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی اصطلاحاتی چون «تفرق شملهم» برای از هم پاشیدن شیرازه یک جمع و کنایه «شذر مذر» برای پراکندگی کامل معادلهای دقیق این عبارت هستند.
در قرآن
خود عبارت اصطلاح کنایی «تار و مار» در قرآن مجید نیامده است؛ اما مفاهیم همسو با آن مانند نابودی و متفرق شدن دشمنان یا قوم ستمکار با تعابیری نظیر «فَجَعَلْنَاهُمْ غُثَاءً» (آنها را چون خاشاک و کف روی آب پراکنده کردیم) و «فَتَفَرَّقُوا» به تصویر کشیده شده است.
نماد چیست
این عبارت در ادبیات و فرهنگ فارسی نمادی از فروپاشی کامل قدرت، زوال شیرازه یک نظم و آشفتهحالی شدید است. تصویرسازی آشفتگی ناشی از شکست سخت یک سپاه معمولاً با این اصطلاح توصیف میشود.
جمعبندی و توضیح کامل تار و مار گشتن
اصطلاح «تار و مار گشتن» یکی از ترکیبات کنایی و اتباعی زیبای زبان فارسی است که لغتنامههای معتبری همچون دهخدا، معین و عمید آن را به معنای متفرق شدن، از هم پاشیدن و شکست سخت و مغلوب شدن (بهویژه در خصوص لشکر و سپاه) معنا کردهاند. در این ترکیب، واژه «تار» ریشه در معنای رشته، تاریکی یا پریشانی دارد و واژه «مار» به عنوان اتباع و برای تأکید و بخشیدن آهنگ موسیقایی به کلام در کنار آن قرار گرفته است.
این عبارت ۱۱ حرفی در کارکردهای جدولی و ادبی، مترادفهای دقیقی چون قلعوقمع شدن، منهزم شدن، پخش و پلا شدن و شذرمذر شدن دارد و نقطه مقابل مفاهیمی همچون متحد شدن، انسجام یافتن و پیروز شدن قرار میگیرد. اگرچه این اصطلاح کاملاً فارسی است و در متون دینی نظیر قرآن وجود ندارد، اما از نظر معنایی با مفاهیم شکست جنود و تفرقه قوم مغلوب همپوشانی دارد و نمادی بارز از فروپاشی، بینظمی مطلق و نابودی یکپارچگی است.