یعنی چه
اسب راهوار (یا رهوار) به مرکبی اطلاق میشود که گامهای بلند و فراخ برمیدارد، بسیار نرم و هموار حرکت میکند و سوار خود را به هیچ وجه آزار نمیدهد. این ترکیب وصفی برای اسبهایی به کار میرود که در عین داشتن سرعت بالا، کاملاً رام و مطیع هستند و سواری با آنها بسیار راحت است.
تلفظ
تلفظ صحیح این ترکیب به صورت اَسبِ راهْوار (یا رَهْوار) است.
در جدول
در جدولهای متقاطع، پاسخ این واژه با توجه به تعداد حروف میتواند «اسب راهوار»، «رهوار»، «یرغه» یا «همللاج» باشد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی به اسبهایی که گامهای نرم، پیوسته و بدون تکان دارند اصطلاحاً Ambler یا Ambling horse میگویند.
به عربی
در زبان عربی واژه «هملاج» دقیقترین معادل برای مرکب خوشرکاب و نرمرو است. همچنین در قرآن کریم از اصطلاح «الصَّافِنَاتُ الْجِیَادُ» برای توصیف اسبهای اصیل، پرسرعت و نجیب یاد شده است.
به فارسی
واژگان هممعنی و معادلهای فارسی این ترکیب شامل رهوار، خوشراه، تندرو، تیزرو، فراخگام و نرمرو هستند که همگی ویژگی حرکت روان مرکب را توصیف میکنند.
نماد چیست
در فرهنگ و ادبیات فارسی، اسب راهوار مظهر قدرتِ کنترلشده، سرعتِ همراه با آرامش و تسلیم و نجابت است. در متون اخلاقی و عرفانی (مانند نهجالبلاغه) نیز «تقوا» به یک اسب راهوار و مطیع تشبیه شده که سوار خود را به سلامت به مقصد میرساند.
جمعبندی و توضیح کامل اسب راهوار
عبارت «اسب راهوار» یک ترکیب وصفی اصیل در زبان فارسی است که از ترکیب دو جزء «اسب» و «راهوار» (راه + وار به معنای شایسته و سازگار با راه) تشکیل شده است. این اصطلاح در فرهنگهای لغت شاخص مانند دهخدا، معین و عمید به معنی مرکبی تندرو، خوشگام و فراخگام آمده است که پیوسته و نرم حرکت میکند، به طوری که سوار خود را دچار تکانهای شدید و خستگی نمیسازد.
در ادبیات کلاسیک و نشانهشناسی فرهنگی، این واژه صرفاً وجهه مادی ندارد؛ بلکه نمادی از مهار نفس، نجابت، فرمانپذیری و داشتن ابزاری مطمئن برای سلوک و سفر بیخطر به شمار میرود. در ادبیات دینی نیز ویژگیهای چنین اسبی با مفاهیمی چون اسبان دونده و اصیل (مانند الصافنات الجیاد در قرآن) پیوند خورده است.