یعنی چه
این عبارت در ادبیات عامیانه فارسی به صورت کنایی استفاده میشود و به معنای گذراندن وقت به بطالت، در حسرت چیزی ماندن بدون حاصل شدن نتیجه، و انجام کار بیفایده است؛ چرا که مکیدن سماق هرگز انسان را سیر نمیکند.
تلفظ
تلفظ این عبارت ترکیبی از واژه «سماقی» (صفت منسوب به سماق با ضمه سین) و فعل امر «بمک» (از مصدر مکیدن با فتح باء و میم) است.
در جدول
در جدولهای متقاطع، این عبارت دقیقاً به عنوان یک پاسخ ۸ حرفی برای طراحان سؤال که کنایهای از وقت تلف کردن یا انتظار پوچ را مد نظر دارند، کاربرد دارد.
به انگلیسی
معادلهای اصطلاحی در زبان انگلیسی نشاندهنده اتلاف وقت و انجام کارهای بیهدف و بدون دستاورد هستند.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی، اصطلاح آب در هاون کوبیدن یا انتظار عبث دقیقاً همان مفهوم معنایی این عبارت فارسی را منتقل میکند.
به فارسی
معادلهای دقیقتر و سره در زبان فارسی برای این اصطلاح شامل عباراتی چون «امید عبث داشتن»، «در حسرت ماندن» و «چشمبهراه بیهوده بودن» است.
نماد چیست
این عبارت در فرهنگ عامه ایرانی به عنوان نمادی از تنبلی، بیثمری، دست روی دست گذاشتن و ناکام ماندن در رسیدن به یک مقصود با ارزش شناخته میشود.
جمعبندی و توضیح کامل سماقی بمک
اصطلاح و کنایه عامیانه «سماق مکیدن» یا امرِ «سماقی بمک» در ادبیات شفاهی و فرهنگ امثال و حکم فارسی جایگاه ویژهای دارد. ریشه این اصطلاح به رفتاری قدیمی برمیگردد که در آن برای سرگرم کردن کودکان یا مهار موقت گرسنگی، دانه یا پودر سرخ و ترش سماق را در دهان میگذاشتند تا مکیده شود؛ کاری که هرگز باعث سیری یا دستاورد مادی نمیشد و در نهایت فرد را دستخالی میگذاشت.
امروزه این ترکیب واژگانی که دقیقاً از ۸ حرف تشکیل شده است، کاربرد زیادی در معماها و جدولهای کلمات متقاطع فارسی دارد. در زبانآموزی و ترجمه نیز معادل اصطلاحات مشهوری چون «آب در هاون کوبیدن» یا «غاز چراندن» است که بیهوده منتظر ماندن و هدر دادن زمان را به زیباترین شکل کنایی به تصویر میکشد.