یعنی چه
این کلمه معمولاً از ترکیب حرف جر «بِـ» (به/بر) و واژه عربی «ظَهْر» (پشت) ساخته شده است. در زبان فارسی بیشتر در ترکیب کنایی «بظهر الغیب» به معنی دعا کردن یا سخن گفتن پشت سر کسی و در غیاب او به کار میرود. همچنین در زبان عامیانه ممکن است به صورت مخفف «به ظهر» (در هنگام نیمروز) تعبیر شود.
ریشه
این واژه ریشه عربی دارد و از ماده «ظهر» گرفته شده است که در اصل به معنی پشتِ بدن، قدرت و آشکار شدن است. حرف «ب» در ابتدای آن حرف اضافه به معنای «به» یا «بر» است.
تلفظ
در اصل عربی به صورت بِظَهر (بِ + ظَهر) تلفظ میشود، اما در اشعار و متون فارسی بسته به بافت متن و وزن شعر ممکن است تغییراتی در حرکتگذاری داشته باشد.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، این کلمه به عنوان پاسخ برای راهنماهایی مثل «پشت سر» یا «در غیاب» (با اشاره به ترکیب بظهر الغیب) استفاده میشود و دقیقاً ۴ حرف دارد.
به انگلیسی
با توجه به بافتار معنایی، معادلهای انگلیسی آن برای معنای غیاب و پشت سر، و همچنین معنای زمانی (نیمروز) متفاوت است.
به عربی
خود واژه در اصل عربی است. برای بیان مفهوم کنایی آن از اصطلاحات غیاب و برای مفهوم زمانی از عندالظهر استفاده میشود.
به فارسی
برگردان دقیق فارسی این واژه در متون ادبی «پشتسر» یا «در غیاب» است و اگر به عنوان اشتباه نگارشی «به ظهر» در نظر گرفته شود، معادل آن «نیمروز» یا «چاشت» خواهد بود.
نماد چیست
اگر واژه را مأخوذ از ظهر (پشت) بدانیم، نمادی از امور پنهانی، غیاب و پشتصحنه است. اما اگر آن را معادلِ زمانیِ ظهر (نیمروز) فرض کنیم، نماد اوج روشنایی، میانهٔ روز و وضوح کامل به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل بظهر
واژه «بظهر» در ادبیات فارسی و عربی به عنوان یک مدخل مستقل و اصیلِ پرکاربرد ثبت نشده است؛ بلکه ساختاری ترکیبی دارد. در بیشتر متون ادبی و عرفانی، این کلمه ترکیبی از حرف جر «بِـ» و اسم «ظَهْر» به معنی پشت است که در قالب اصطلاح معروف «بظهر الغیب» به معنی پنهانی و در غیابِ فرد (مانند دعا کردن در حق برادر دینی پشت سر او) به کار میرود.
از سوی دیگر، در کاربری عامیانه و گاه خطاهای نگارشی، این صورت ممکن است سرهمنویسیِ ترکیبِ «به ظهر» باشد که اشاره به زمان منتصفالنهار یا همان وقت نیمروز دارد. بنابراین معنای دقیق آن کاملاً وابسته به بافت متن و جملهای است که کلمه در آن استفاده شده است.
در ساختار جدول و لغتنامهها، این کلمه ۴ حرفی نقشی دوگانه ایفا میکند؛ گاه راهنمای رسیدن به واژههایی چون «پشت سر» و «پنهانی» است و گاه به عنوان نمادی از اوج روشنایی روز یا امور پنهان در پشتصحنه بررسی میشود.