معنی
شفاف در لغت به ویژگی هر جسمی (مانند شیشه، آب یا بلور) اطلاق میشود که شعاع نور از آن عبور کند و چیزهایی که در پشت آن قرار دارند به وضوح دیده شوند. در مفهوم انتزاعی و امروزی نیز به معنای امور واضح، آشکار و بدون ابهام یا پنهانکاری به کار میرود.
یعنی چه
وقتی میگوییم چیزی شفاف است، یعنی هیچگونه تیرگی یا ابهامی در آن وجود ندارد؛ در مادیات به معنای عبوردهندهٔ نور و در مسائل غیرمادی مانند سیاست یا اقتصاد، به معنای صداقت، صراحت و عملکردِ آشکار و قابل نظارت است.
مترادف
این واژهها در بافتهای مادی و معنایی مختلف میتوانند به جای شفاف استفاده شوند.
متضاد
کلماتی که مفهوم تاریکی، عدم عبور نور یا وجود ابهام و پیچیدگی را میرسانند.
هم خانواده
واژههای همریشه که از حروف اصلی (ش ف ف) مشتق شدهاند یا در فارسی با آن ترکیب گشتهاند.
ریشه
ریشه این واژه عربی است و از فعل «شَفَّ» گرفته شده که به معنی نازک و لطیف شدن جامه بهطوری که پوست از زیر آن پیدا باشد، یا عبور کردن نور است. شفاف صیغه مبالغه از این ریشه میباشد.
جمله سازی
در جدول
در جدولهای متقاطع، واژه شفاف کلمهای ۴ حرفی است که معمولاً در پاسخ به راهنماهایی چون «زلال و روشن» یا «پشتنما» میآید.
به انگلیسی
واژه transparent دقیقترین معادل برای هر دو جنبه مادی (عبور نور) و مجازی (صداقت و صراحت) است.
جمعبندی و توضیح کامل شفاف
واژه شفاف صفت و صیغه مبالغهای با ریشه عربی است که به زیبایی در زبان فارسی جا افتاده است. این کلمه در وهله اول ویژگی فیزیکی اجسامی مانند آب، شیشه و بلور را توصیف میکند که نور را از خود عبور میدهند و مانع دیدن پشت خود نمیشوند. در نمادشناسی نیز، شفافیت نماد پاکی، خلوص، معصومیت و حقیقت بدون پوشش به شمار میرود.
در کاربردهای معاصر و اجتماعی، شفاف به یک ارزش اخلاقی و ساختاری تبدیل شده است. وقتی از بیان شفاف، رفتار شفاف یا شفافیت مالی سخن به میان میآید، منظور دوری از نفاق، پنهانکاری و ابهام است. گرچه خود این کلمه در قرآن نیامده، اما مفاهیمی چون صراحت، حقانیت و دوری از تاریکی با کلماتی نظیر «مبین» در کتاب آسمانی مکرراً ستوده شده است.