معنی
واژهٔ شر به معنای بدی، زیان، گزند و نقیصه است. در متون فلسفی و اخلاقی، شر را معمولاً به عنوان عدمِ کمال یا فقدان خیر تعریف میکنند؛ یعنی هر آنچه که مایهٔ آسیب و دوری از رستگاری شود.
یعنی چه
وقتی میگویند چیزی شر است، یعنی آن پدیده یا رفتار، زیانبار، ناخوشایند و فاسد است و در تقابل مستقیم با مصلحت، نیکی و سلامتی قرار دارد.
مترادف
این کلمات در متون مختلف ادبی و فقهی میتوانند به جای واژهٔ شر استفاده شوند و بار معنایی منفی و آسیبرسان را منتقل کنند.
متضاد
اصلیترین و معروفترین متضاد واژهٔ شر، کلمهٔ خیر است که نشاندهندهٔ سودمندی، کمال و نیکی مطلق است.
هم خانواده
این واژهها همگی از ریشه ثلاثی مجرد (ش ر ر) مشتق شدهاند و به مفهوم بدکاری و انجام کارهای زیانبار اشاره دارند.
ریشه
این واژه از ریشه عربی (ش ر ر) گرفته شده است. در اصل اسم تفضیل بوده (أَشَرّ به معنای بدتر یا بدترین) که به دلیل فراوانی کاربرد، همزهٔ آن حذف شده و به صورت «شَرّ» درآمده است.
جمله سازی
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، اگر راهنمای سوال «بدی» یا «ضرر و زیان» باشد و پاسخ دو حرفی خواسته شود، کلمهٔ مدنظر «شر» است.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی واژه Evil بیشتر جنبه مابعدالطبیعی و اخلاقی شر را میرساند، در حالی که Harm به آسیب و زیان فیزیکی یا روانی اشاره دارد.
جمعبندی و توضیح کامل شر
واژهٔ «شر» یک واژهٔ اصیل عربی از ریشه (ش ر ر) است که وارد زبان فارسی شده و به طور گسترده در ادبیات، اخلاق و متون دینی به کار میرود. این کلمه در مفهوم کلی خود به معنای بدی، فساد، تباهی و هر آن چیزی است که به انسان یا جامعه آسیب و گزند میرساند. در دیدگاههای فلسفی، شر اغلب به عنوان فقدان و نبودِ نیکی و کمال (عدمِ خیر) تعریف میشود و در فرهنگهای مختلف با نمادهایی چون تاریکی، ظلمت، مار و شیطان تصویر میگردد.
این کلمه در قرآن کریم نیز بارها به کار رفته است؛ گاهی به عنوان ابزاری برای آزمایش و امتحان انسانها در طول زندگی (در کنار خیر) و گاهی نیز به عنوان صفت برای بدترینِ مخلوقات و جنبندگان. در زبان فارسی، این واژه همواره در تقابل مستقیم با واژهٔ «خیر» قرار دارد و ترکیبهای کنایی و اخلاقی فراوانی از آن ساخته شده است که همگی بر لزوم دوری از رفتارهای ناپسند و آسیبزا تاکید دارند.