معنی
واژه «عَفّ» (با تشدید فاء) یک صفت با ریشه عربی است و به کسی ملقب میشود که دارای فضیلت پاکدامنی، مناعت طبع و پارسایی باشد و خود را از گناه و کار ناپسند دور نگه دارد.
یعنی چه
این کلمه در اصطلاح به معنای کنترل نفس در برابر شهوات و تمایلات نفسانی است؛ به طوری که فرد در اوج نیاز، شرف و حیای خود را حفظ کرده و دست به محرمات یا کارهای خلاف مروت نزند.
مترادف
واژههای فوق همگی بر مفهوم دوری از گناه و داشتن مناعت طبع دلالت دارند.
متضاد
این کلمات در نقطه مقابل پاکدامنی و پرهیزکاری قرار میگیرند.
هم خانواده
تمام این کلمات از ریشه سهگانه عربی «ع ف ف» مشتق شدهاند.
ریشه
این واژه از ریشه عربی «ع ف ف» گرفته شده است. فعل ماضی آن «عَفَّ» به معنی «پاکدامنی ورزید و از آنچه ناپسند یا حرام است خودداری کرد» میآید.
جمله سازی
در جدول
در طراحهای جدول کلمات متقاطع، معمولاً از کلمه «عف» به عنوان پاسخ دو حرفی برای مفاهیمی چون پاکدامن یا پارسا استفاده میشود.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای رساندن مفهوم شخص عفیف و پاکدامن بیشتر از واژگان Chaste و Virtuous استفاده میشود.
جمعبندی و توضیح کامل عف
واژه «عَفّ» یک صفت اصیل با ریشه عربی (ع ف ف) است که در زبان و ادبیات فارسی کاربرد دارد. این کلمه به معنای فردی است که دارای فضیلت پاکدامنی، پارسایی و خویشتنداری اخلاقی باشد. مفهوم این واژه فراتر از مسائل جنسی بوده و شامل مناعت طبع مالی و دوری از هرگونه امر ناپسند و حرام نیز میشود.
در فرهنگ اسلامی و متون قرآنی، مشتقات این کلمه مانند «تعفف» و «استعفاف» به عنوان نمادی از حیا، شرف و حفظ عزت نفس در اوج سختی و نیاز معرفی شدهاند. در حل جداول کلمات متقاطع نیز این واژه به عنوان یک پاسخ کلیدی دو حرفی برای معنای پارسا کاربرد دارد.