یعنی چه
نوعی روش اعدام و شکنجه در جهان باستان که در آن دستها و پاهای فرد محکوم را به یک سازه چوبی متقاطع (صلیب یا چلیپا) میبستند یا با میخ میکوفتند تا جان بسپارد. این واژه ترکیبی از «صلیب» (عربی) و «آویختن» (فارسی) است.
تلفظ
تلفظ این عبارت به صورت [بَر صَ لیب آ ویخ تَن] است که از ترکیب حرف اضافه، اسم و فعل تفکیک میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع، پاسخ این عبارت با توجه به تعداد حروف تعیین میشود. خود عبارت «بر صلیب اویختن» بدون احتساب نیمفاصله دارای ۱۲ حرف است.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای فعل به صلیب کشیدن از واژه Crucify و برای عمل یا اسم مصدر آن از Crucifixion استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی از ریشه (ص-ل-ب) استفاده میشود. فعل صَلَبَ به معنای به صلیب کشید و صَلْب به عنوان مصدر این عمل به کار میرود.
در قرآن
این مفهوم در قرآن با فعل «صَلَبَ» و مشتقات آن آمده است؛ از جمله در آیه ۱۵۷ سوره نساء که به صراحت مصلوب شدن حضرت عیسی (ع) توسط یهودیان را نفی میکند: «وَمَا قَتَلُوهُ وَمَا صَلَبُوهُ». همچنین در سوره مائده آیه ۳۳، «صلب» به عنوان یکی از مجازاتهای سخت برای محاربان و مفسدان فیالارض مطرح شده است و در داستان فرعون نیز فعل «لَأُصَلِّبَنَّكُمْ» (شما را به دار خواهم آویخت) به عنوان تهدید ساحران به کار رفته است.
نماد چیست
در آیین مسیحیت و فرهنگ جهانی، این عمل مظهر رنج، فداکاری و تقاص گناهان بشریت از طریق مصلوب شدن عیسی مسیح (ع) است. در ادبیات فارسی و عرفانی (مانند ماجرای منصور حلاج) نماد عینی پایداری در عشق، حقیقتجویی، جانفشانی و فدا شدن در راه عقیده و حق به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل بر صلیب اویختن
عبارت «بر صلیب آویختن» یک ترکیب تعبیری و ادبی در زبان فارسی است که مفهوم اعدام یا شکنجه فرد بر روی یک سازه چوبی متقاطع را رسانده و معادل اصطلاحاتی چون مصلوب کردن، به چلیپا کشیدن و تصلیب است. این اصطلاح اگرچه از واژه مبنایی و عربی «صلیب» (با ریشه سامی ص-ل-ب) وام گرفته شده، اما با فعل فارسی «آویختن» ترکیب گشته تا روشی از مجازاتهای تاریخی در جهان باستان بهویژه در روم و مصر باستان را توصیف کند.
این مفهوم در متون دینی و قرآن کریم نیز بازتاب ویژهای دارد؛ به طوری که از یک سو مصلوب شدن حضرت عیسی (ع) را رد کرده و از سوی دیگر آن را به عنوان یکی از مجازاتهای عبرتآموز برای محاربان یا ابزار تهدید حاکمان مستبد مانند فرعون معرفی میکند. در بستر ادبیات صوفیانه و عامه، این واژه از قالب یک مجازات صرف خارج شده و به نمادی از پایداری در راه حق، ایمان راستین و جانباختن شیفتهوار در مسیر معشوق و عقیده بدل گشته است.